Divani-Şəms Qəzəl 1421 Beyt 4 ← əvvəlki · növbəti →

Divani-Şəms · غزل شمارهٔ ۱۴۲۱

  1. چو دیدم داد و جود تو شدم محو وجود تو یکی رنگی برآوردم که گویی باغ را وردم

G1421:4

Sənin dilin

Sizin dildə hələ tərcümə yoxdur — o, bütün qəzəl üçün birdəfəyə hazırlanır:

Bu beytin şərhi

Hələ yazılmayıb — bu beytin qəzəl daxilində yaxından oxunuşu:

Bütün qəzəl ↗

  1. 1 بیا بشنو که من پیش و پس اسبت چرا گردم·ازیرا نعل اسبت را به هنگام چرا گردم
  2. 2 امانی از ندم دادی نه لافیدی نه دم دادی·زهی عیسی دم فردم زهی با کر و با فر دم
  3. 3 چو دخلم از لبی دادی که پاک آمد ز بیدادی·کی داند وسعت خرجم کجا گشته‌ست هر خر جم
  4. 4 چو دیدم داد و جود تو شدم محو وجود تو·یکی رنگی برآوردم که گویی باغ را وردم
  5. 5 تو داوود جوانمردی امام قدّرَ السَّردی·چو من محصون آن سردم برون از گرم و از سردم
  6. 6 چو عکس جیش حسن تو طراد آورد بر نقشم·برون جستم ز فکرت من نه در عکسم نه در طردم
  7. 7 خمش کن کاندر این وادی شرابی بود جاویدی·رواق و درد او خوردم که هر دو بود درخوردم

ganjoor: sh1421 · public domain