Divani-Şəms Qəzəl 153 Beyt 5 ← əvvəlki · növbəti →

Divani-Şəms · غزل شمارهٔ ۱۵۳

  1. گر نه لطف او بدی بودی ز جان‌های غیور مر مرا از ذکر نام شکرینش منع‌ها

G153:5

Sənin dilin

Sizin dildə hələ tərcümə yoxdur — o, bütün qəzəl üçün birdəfəyə hazırlanır:

Bu beytin şərhi

Hələ yazılmayıb — bu beytin qəzəl daxilində yaxından oxunuşu:

Bütün qəzəl ↗

  1. 1 شمع دیدم گرد او پروانه‌ها چون جمع‌ها·شمع کی دیدم که گردد گرد نورش شمع‌ها
  2. 2 شمع را چون برفروزی اشک ریزد بر رخان·او چو بفروزد رخ عاشق بریزد دمع‌ها
  3. 3 چون شکر گفتار آغازد ببینی ذره‌ها·از برای استماعش واگشاده سمع‌ها
  4. 4 ناامیدانی که از ایام‌ها بفسرده‌اند·گرمی جانش برانگیزد ز جانشان طمع‌ها
  5. 5 گر نه لطف او بدی بودی ز جان‌های غیور·مر مرا از ذکر نام شکرینش منع‌ها
  6. 6 شمس دین صدر خداوند خداوندان به حق·کز جمال جان او بازیب و فر شد صنع‌ها
  7. 7 چون بر آن آمد که مر جسمانیان را رو دهد·جان صدیقان گریبان را درید از شنع‌ها
  8. 8 تخم امیدی که کشتم از پی آن آفتاب·یک نظر بادا از او بر ما برای ینع‌ها
  9. 9 سایه جسم لطیفش جان ما را جان‌هاست·یا رب آن سایه به ما واده برای طبع‌ها

ganjoor: sh153 · public domain