Divani-Şəms Qəzəl 1760 Beyt 2 ← əvvəlki · növbəti →

Divani-Şəms · غزل شمارهٔ ۱۷۶۰

  1. نور او شمع‌های عشق فروخت تا بشد صد هزار سر معلوم

G1760:2

Sənin dilin

Sizin dildə hələ tərcümə yoxdur — o, bütün qəzəl üçün birdəfəyə hazırlanır:

Bu beytin şərhi

Hələ yazılmayıb — bu beytin qəzəl daxilində yaxından oxunuşu:

Bütün qəzəl ↗

  1. 1 به خدایی که در ازل بوده‌ست·حی و دانا و قادر و قیوم
  2. 2 نور او شمع‌های عشق فروخت·تا بشد صد هزار سر معلوم
  3. 3 از یکی حکم او جهان پر شد·عاشق و عشق و حاکم و محکوم
  4. 4 در طلسمات شمس تبریزی·گشت گنج عجایبش مکتوم
  5. 5 که از آن دم که تو سفر کردی·از حلاوت جدا شدیم چو موم
  6. 6 همه شب همچو شمع می سوزیم·ز آتشش جفت وز انگبین محروم
  7. 7 در فراق جمال او ما را·جسم ویران و جان در او چون بوم
  8. 8 آن عنان را بدین طرف برتاب·زفت کن پیل عیش را خرطوم
  9. 9 بی‌حضورت سماع نیست حلال·همچو شیطان طرب شده مرحوم
  10. 10 یک غزل بی‌تو هیچ گفته نشد·تا رسید آن مشرفه مفهوم
  11. 11 بس به ذوق سماع نامه تو·غزلی پنج شش بشد منظوم
  12. 12 شام ما از تو صبح روشن باد·ای به تو فخر شام و ارمن و روم

ganjoor: sh1760 · public domain