Divani-Şəms› Qəzəl 1793› Beyt 4 ← əvvəlki · növbəti →
Divani-Şəms · غزل شمارهٔ ۱۷۹۳
- خورشید و ماه از وی خجل گوهر نثار سنگ دل کز بیم او پشمین شود هر لحظه کوه آهنین
G1793:4
Sənin dilin
Sizin dildə hələ tərcümə yoxdur — o, bütün qəzəl üçün birdəfəyə hazırlanır:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Bu beytin şərhi
Hələ yazılmayıb — bu beytin qəzəl daxilində yaxından oxunuşu:
Bütün qəzəl ↗
- 1 این کیست این این کیست این هذا جنون العاشقین·از آسمان خوشتر شده در نور او روی زمین
- 2 بیهوشی جانهاست این یا گوهر کانهاست این·یا سرو بستانهاست این یا صورت روح الامین
- 3 سرمستی جان جهان معشوقه چشم و دهان·ویرانی کسب و دکان یغماجی تقوا و دین
- 4 خورشید و ماه از وی خجل گوهر نثار سنگ دل·کز بیم او پشمین شود هر لحظه کوه آهنین
- 5 خورشید اندر سایهاش افزون شده سرمایهاش·صد ماه اندر خرمنش چون نسر طایر دانه چین
- 6 بسم الله ای روح البقا بسم الله ای شیرین لقا·بسم الله ای شمس الضحا بسم الله ای عین الیقین
- 7 هین رویها را تاب ده هین کشت دل را آب ده·نعلین برون کن برگذر بر تارک جانها نشین
- 8 ای هوش ما از خود برو وی گوش ما مژده شنو·وی عقل ما سرمست شو وی چشم ما دولت ببین
- 9 ایوب را آمد نظر یعقوب را آمد پسر·خورشید شد جفت قمر در مجلس آ عشرت گزین
- 10 من کیسهها می دوختم در حرص زر می سوختم·ترک گدارویی کنم چون گنج دیدم در کمین
- 11 ای شهسوار امر قل ای پیش عقلت نفس کل·چون کودکی کز کودکی وز جهل خاید آستین
- 12 چون بیندش صاحب نظر صدتو شود او را بصر·دستک زنان بالای سر گوید که یا نعم المعین
- 13 در سایه سدره نظر جبریل خو آمد بشر·درخورد او نبود دگر مهمانی عجل سمین
- 14 بر خوان حق ره یافت او با خاصگان دریافت او·بنهاده بر کفها طبق بهر نثارش حور عین
- 15 این نامه اسرار جان تا چند خوانی بر چپان·این نامه می پرد عیان تا کف اصحاب الیمین
ganjoor: sh1793 · public domain