Divani-Şəms Qəzəl 1855 Beyt 3 ← əvvəlki · növbəti →

Divani-Şəms · غزل شمارهٔ ۱۸۵۵

  1. زند موجی بر آن کشتی که تخته‌تخته بشکافد که هر تخته فروریزد ز گردش‌های گوناگون

G1855:3

Sənin dilin

Sizin dildə hələ tərcümə yoxdur — o, bütün qəzəl üçün birdəfəyə hazırlanır:

Bu beytin şərhi

Hələ yazılmayıb — bu beytin qəzəl daxilində yaxından oxunuşu:

Bütün qəzəl ↗

  1. 1 چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون·دلم را دوزخی سازد دو چشمم را کند جیحون
  2. 2 چه دانستم که سیلابی مرا ناگاه برباید·چو کشتی‌ام دراندازد میان قُلْزُم پرخون
  3. 3 زند موجی بر آن کشتی که تخته‌تخته بشکافد·که هر تخته فروریزد ز گردش‌های گوناگون
  4. 4 نهنگی هم برآرد سر‌، خورد آن آب دریا را·چنان دریای بی‌پایان‌، شود بی‌آب چون هامون
  5. 5 شکافد نیز آن هامون‌، نهنگ بحرفرسا را·کشد در قعر ناگاهان به دست قهر چون قارون
  6. 6 چو این تبدیل‌ها آمد نه هامون ماند و نه دریا·چه دانم من دگر چون شد که چون غرق است در بی‌چون
  7. 7 چه دانم‌های بسیار است لیکن من نمی‌دانم·که خوردم از دهان‌بندی در آن دریا کفی افیون

ganjoor: sh1855 · public domain