Divani-Şəms› Qəzəl 1884› Beyt 4 ← əvvəlki · növbəti →
Divani-Şəms · غزل شمارهٔ ۱۸۸۴
- هم پردهٔ من میدر هم خون دلم میخور آخر نه توی با من شاباش زهی ای من
G1884:4
Sənin dilin
Sizin dildə hələ tərcümə yoxdur — o, bütün qəzəl üçün birdəfəyə hazırlanır:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Bu beytin şərhi
Hələ yazılmayıb — bu beytin qəzəl daxilində yaxından oxunuşu:
Bütün qəzəl ↗
- 1 آن ساعد سیمین را در گردن ما افکن·بر سینه ما بنشین ای جان منت مسکن
- 2 سرمست شدم ای جان وز دست شدم ای جان·ای دوست خمارم را از لعل لبت بشکن
- 3 ای ساقی هر نادر این می ز چه خم داری·من بنده ظلم تو از بیخ و بنم برکن
- 4 هم پردهٔ من میدر هم خون دلم میخور·آخر نه توی با من شاباش زهی ای من
- 5 از دوست ستم نبود بر مست قلم نبود·جز عفو و کرم نبود بر مست چنین مسکن
- 6 از معدن خویش ای جان بخرام در این میدان·رونق نبود زر را تا باشد در معدن
- 7 با لعل چو تو کانی غمگین نشود جانی·در گور و کفن ناید تا باشد جان در تن
ganjoor: sh1884 · public domain