Divani-Şəms Qəzəl 1996 Beyt 3 ← əvvəlki · növbəti →

Divani-Şəms · غزل شمارهٔ ۱۹۹۶

  1. هر خیالی که در آن دم به تو آسیب زند همچو آیینه ز خورشید برآید لمعان

G1996:3

Sənin dilin

Sizin dildə hələ tərcümə yoxdur — o, bütün qəzəl üçün birdəfəyə hazırlanır:

Bu beytin şərhi

Hələ yazılmayıb — bu beytin qəzəl daxilində yaxından oxunuşu:

Bütün qəzəl ↗

  1. 1 چون خیال تو درآید به دلم رقص کنان·چه خیالات دگر مست درآید به میان
  2. 2 گرد بر گرد خیالش همه در رقص شوند·وان خیال چو مه تو به میان چرخ زنان
  3. 3 هر خیالی که در آن دم به تو آسیب زند·همچو آیینه ز خورشید برآید لمعان
  4. 4 سخنم مست شود از صفتی و صد بار·از زبانم به دلم آید و از دل به زبان
  5. 5 سخنم مست و دلم مست و خیالات تو مست·همه بر همدگر افتاده و در هم نگران
  6. 6 همه بر همدگر از بس که بمالند دهن·آن خیالات به هم درشکند او ز فغان
  7. 7 همه چون دانه انگور و دلم چون چرش است·همه چون برگ گلاب و دل من همچو دکان
  8. 8 ز صلاح دل و دین زر برم و زر کوبم·تا مفرح شود آن را که بود دیده جان

ganjoor: sh1996 · public domain