Divani-Şəms› Qəzəl 1997› Beyt 9 ← əvvəlki
Divani-Şəms · غزل شمارهٔ ۱۹۹۷
- شمس تبریز سخنهای تو می بخشد چشم لیک کو گوش که داند سخنت بشنیدن
G1997:9
Sənin dilin
Sizin dildə hələ tərcümə yoxdur — o, bütün qəzəl üçün birdəfəyə hazırlanır:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Bu beytin şərhi
Hələ yazılmayıb — bu beytin qəzəl daxilində yaxından oxunuşu:
Bütün qəzəl ↗
- 1 هر که را گشت سر از غایت برگردیدن·ساکنان را همه سرگشته تواند دیدن
- 2 هر کی از ضعف خود اندر رخ مردان نگرد·بر دو چشم کژ او فرض بود خندیدن
- 3 هر کی صفرا شودش غالب از شیرینی·تلخ گردد دهنش گاه شکر خاییدن
- 4 عقل میدانی او خود خر لنگ افتاده است·در براق احدی دید کسی لنگیدن
- 5 ای کسی کز حدثان در حدثی افتادی·چون چنینی تو روا نیست تو را جنبیدن
- 6 باید اول ز حدث سوی قدم پیوستن·وانگهان بر قدمش نیمچهای ببریدن
- 7 خانه شاه بزن نقب اگر نقب زنی·گوهری دزد از آن خانه گه دزدیدن
- 8 من علامات گهر گفتم لیکن چه کنم·کورموشی چو ندارد نظر بگزیدن
- 9 شمس تبریز سخنهای تو می بخشد چشم·لیک کو گوش که داند سخنت بشنیدن
ganjoor: sh1997 · public domain