Divani-Şəms Qəzəl 2029 Beyt 5 ← əvvəlki · növbəti →

Divani-Şəms · غزل شمارهٔ ۲۰۲۹

  1. داند سبل ببردن هم مرده زنده کردن هم تخت و بخت دادن هم بنده پروریدن

G2029:5

Sənin dilin

Sizin dildə hələ tərcümə yoxdur — o, bütün qəzəl üçün birdəfəyə hazırlanır:

Bu beytin şərhi

Hələ yazılmayıb — bu beytin qəzəl daxilində yaxından oxunuşu:

Bütün qəzəl ↗

  1. 1 ای مرغ آسمانی آمد گه پریدن·وی آهوی معانی آمد گه چریدن
  2. 2 ای عاشق جریده بر عاشقان گزیده·بگذر ز آفریده بنگر در آفریدن
  3. 3 آمد تو را فتوحی روحی چگونه روحی·کاو چون خیال داند در دیده‌ها دویدن
  4. 4 این دم حکم بیاید تعلیم نو نماید·بی‌ گوشِ سر شنیدن بی‌دیده ماه دیدن
  5. 5 داند سبل ببردن هم مرده زنده کردن·هم تخت و بخت دادن هم بنده پروریدن
  6. 6 آن یوسف معانی و آن گنج رایگانی·خود را اگر فروشد دانی عجب خریدن
  7. 7 کو مشتری واقف در دو دم مخالف‌‌؟·در پرده ساز کردن در پرده‌ها دویدن
  8. 8 ای عاشق موفق وی صادق مصدق·می‌بایدت چو گردون بر قطب خود تنیدن
  9. 9 در بیخودی تو خود را، می‌جوی تا بیابی·زیرا فراق صعب است خاصه ز حق بریدن
  10. 10 لب را ز شیر شیطان می‌کوش تا بشویی·چون شسته شد توانی پستان دل مکیدن
  11. 11 ای عشق آن جهانی ما را همی‌کشانی·احسنت ای کشنده شاباش ای کشیدن
  12. 12 هم آفتاب داند از شرق رو نمودن·ار نی به مرکز او، نتوان به تک رسیدن
  13. 13 خامش که شرح دل را گر راه گفت بودی·در کوه درفتادی چون بحر برطپیدن
  14. 14 تبریز شمس دین را هم ناگهان ببینی·وآنگه از او بیابی صبح ابد دمیدن

ganjoor: sh2029 · public domain