Divani-Şəms Qəzəl 2315 Beyt 2 ← əvvəlki · növbəti →

Divani-Şəms · غزل شمارهٔ ۲۳۱۵

  1. دل از سر غمازی یک وعده از او گفته درخواسته من از وی او نیز کرم کرده

G2315:2

Sənin dilin

Sizin dildə hələ tərcümə yoxdur — o, bütün qəzəl üçün birdəfəyə hazırlanır:

Bu beytin şərhi

Hələ yazılmayıb — bu beytin qəzəl daxilində yaxından oxunuşu:

Bütün qəzəl ↗

  1. 1 دل دست به یک کاسه با شهره صنم کرده·انگشت برآورده اندر دهنم کرده
  2. 2 دل از سر غمازی یک وعده از او گفته·درخواسته من از وی او نیز کرم کرده
  3. 3 عشقش ز پی غیرت گفتا که عوض جان ده·این گفت به جان رفته جان نیز نعم کرده
  4. 4 از بعد چنان شهدی وز بعد چنان عهدی·لشکرکش هجرانت بر بنده ستم کرده
  5. 5 از هجر عجب نبود این ظلم و ستم کردن·کو پرچم عشاقان صد گونه علم کرده
  6. 6 ای آنک ز یک برقی از حسن جمال خود·این جمله هستی را در حال عدم کرده
  7. 7 وآنگه ز وجود تو برساخته هستی را·تا جمله حوادث را انوار قدم کرده
  8. 8 ده چشم شده جان‌ها چون نای بنالیده·چون چنگ شده تن‌ها هم پشت به خم کرده
  9. 9 بس شادی در شادی کان را تو به جان دادی·وز بهر حسودان را در صورت غم کرده
  10. 10 اندر پی مخدومی شمس الحق تبریزی·کی باشد تن چون دل از دیده قدم کرده

ganjoor: sh2315 · public domain