Divani-Şəms› Qəzəl 2374› Beyt 3 ← əvvəlki · növbəti →
Divani-Şəms · غزل شمارهٔ ۲۳۷۴
- بخورد عشق جهان را چو عصا از کف موسی به زبانی که بسوزد همه را همچو زبانه
G2374:3
Sənin dilin
Sizin dildə hələ tərcümə yoxdur — o, bütün qəzəl üçün birdəfəyə hazırlanır:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Bu beytin şərhi
Hələ yazılmayıb — bu beytin qəzəl daxilində yaxından oxunuşu:
Bütün qəzəl ↗
- 1 هله صیاد نگویی که چه دام است و چه دانه·که چو سیمرغ ببیند بجهد مست ز لانه
- 2 بجز از دست فلانی مستان باده که آن می·برهاند دل و جان را ز فسون و ز فسانه
- 3 بخورد عشق جهان را چو عصا از کف موسی·به زبانی که بسوزد همه را همچو زبانه
- 4 نه سماع است نه بازی که کمندی است الهی·منگر سست به نخوت تو در این بیت و ترانه
- 5 نبود هیچ غری را غم دلاله و شاهد·نبود هیچ کلی را غم شانه گر و شانه
- 6 به دهان تو چنین تیغ نهادهست نهنده·مثل کارد که گیرد بر تیغی به دهانه
- 7 که خیالات سفیهان همه دربان الهند·نگذارند سگان را سوی درگاه و ستانه
- 8 نگذارند غران را که درآیند به لشکر·که بخندد لب دشمن ز کر و فر زنانه
- 9 چو ندیدهست نشانه نبود اسپر و تیرش·چو نخوردهست دوگانه نبود مرد یگانه
ganjoor: sh2374 · public domain