Divani-Şəms Qəzəl 2583 Beyt 8 ← əvvəlki

Divani-Şəms · غزل شمارهٔ ۲۵۸۳

  1. آن مست در آن مستی گر آمدی اندر صف هم قبله از او گشتی هم کعبه رخش خستی

G2583:8

Sənin dilin

Sizin dildə hələ tərcümə yoxdur — o, bütün qəzəl üçün birdəfəyə hazırlanır:

Bu beytin şərhi

Hələ yazılmayıb — bu beytin qəzəl daxilində yaxından oxunuşu:

Bütün qəzəl ↗

  1. 1 آمد مه ما مستی دستی فلکا دستی·من نیست شدم باری در هست یکی هستی
  2. 2 از یک قدح و صد دل، او مست نمی‌گردد·گر باده اثر کردی در دل تن از او رستی
  3. 3 بار دگر آوردی زان می که سحر خوردی·پر می‌دهیم گر نی این شیشه بنشکستی
  4. 4 بر جام من از مستی سنگی زدی اشکستی·از جز تو گر اشکستی بودی که نپیوستی
  5. 5 زین باده چشید آدم کز خویش برون آمد·گر مرده از این خوردی از گور برون جستی
  6. 6 گر سیر نه ای از سر هین خوار و زبون منگر·در ماه که از بالا  آید به چه پستی
  7. 7 ای برده نمازم را از وقت چه بی‌باکی·گر رشک نبردی دل تن عشق پرستستی
  8. 8 آن مست در آن مستی گر آمدی اندر صف·هم قبله از او گشتی هم کعبه رخش خستی

ganjoor: sh2583 · public domain