Divani-Şəms Qəzəl 3072 Beyt 8 ← əvvəlki · növbəti →

Divani-Şəms · غزل شمارهٔ ۳۰۷۲

  1. از آن نفس که در او سر روح پنهان شد بکرد حامله دل را رسول رهگذری

G3072:8

Sənin dilin

Sizin dildə hələ tərcümə yoxdur — o, bütün qəzəl üçün birdəfəyə hazırlanır:

Bu beytin şərhi

Hələ yazılmayıb — bu beytin qəzəl daxilində yaxından oxunuşu:

Bütün qəzəl ↗

  1. 1 به من نگر که به جز من به هر کی درنگری·یقین شود که ز عشق خدای بی‌خبری
  2. 2 بدان رخی بنگر کو نمک ز حق دارد·بود که ناگه از آن رخ تو دولتی ببری
  3. 3 تو را چو عقل پدر بوده‌ست و تن مادر·جمال روی پدر درنگر اگر پسری
  4. 4 بدانک پیر سراسر صفات حق باشد·وگرچه پیر نماید به صورت بشری
  5. 5 به پیش تو چو کفست و به وصف خود دریا·به چشم خلق مقیمست و هر دم او سفری
  6. 6 هنوز مشکل مانده‌ست حال پیر تو را·هزار آیت کبری در او چه بی‌هنری
  7. 7 رسید صورت روحانیی به مریم دل·ز بارگاه منزه ز خشکی و ز تری
  8. 8 از آن نفس که در او سر روح پنهان شد·بکرد حامله دل را رسول رهگذری
  9. 9 ایا دلی که تو حامل شدی از آن خسرو·به وقت جنبش آن حمل تا در او نگری
  10. 10 چو حمل صورت گیرد ز شمس تبریزی·چو دل شوی تو و چون دل به سوی غیب پری

ganjoor: sh3072 · public domain