Divani-Şəms Qəzəl 3102 Beyt 4 ← əvvəlki · növbəti →

Divani-Şəms · غزل شمارهٔ ۳۱۰۲

  1. چو گشت عشق تو فصاد و اکحلم بگشاد بجستم از خود و گفتم زهی سبک دستی

G3102:4

Sənin dilin

Sizin dildə hələ tərcümə yoxdur — o, bütün qəzəl üçün birdəfəyə hazırlanır:

Bu beytin şərhi

Hələ yazılmayıb — bu beytin qəzəl daxilində yaxından oxunuşu:

Bütün qəzəl ↗

  1. 1 برست جان و دلم از خودی و از هستی·شدست خاص شهنشاه روح در مستی
  2. 2 زهی وجود که جان یافت در عدم ناگاه·زهی بلند که جان گشت در چنین پستی
  3. 3 درست گشت مرا آنچ می‌ندانستم·چو در درستی آن مه مرا تو بشکستی
  4. 4 چو گشت عشق تو فصاد و اکحلم بگشاد·بجستم از خود و گفتم زهی سبک دستی
  5. 5 طبیب فقر بخست و گرفت گوش مرا·که مژده ده که ز رنج وجود وارستی
  6. 6 ز انتظار رهیدی که کی صبا بوزد·نه بحر را تو زبونی نه بسته شستی
  7. 7 ز شمس تبریز این جنس‌ها بخر بفروش·ز نقدهاش چو آن کیسه بر کمر بستی

ganjoor: sh3102 · public domain