Divani-Şəms Qəzəl 3140 Beyt 3 ← əvvəlki · növbəti →

Divani-Şəms · غزل شمارهٔ ۳۱۴۰

  1. تن من همچو رشته شد به دلم مهر کشته شد چو به سر این نوشته شد نبود کار سرسری

G3140:3

Sənin dilin

Sizin dildə hələ tərcümə yoxdur — o, bütün qəzəl üçün birdəfəyə hazırlanır:

Bu beytin şərhi

Hələ yazılmayıb — bu beytin qəzəl daxilində yaxından oxunuşu:

Bütün qəzəl ↗

  1. 1 صنما بر همه جهان تو چو خورشید سروری·قمرا می‌رسد تو را که به خورشید بنگری
  2. 2 همه عالم چو جان شود همگی گلستان شود·شکم خاک کان شود چو تو بر خاک بگذری
  3. 3 تن من همچو رشته شد به دلم مهر کشته شد·چو به سر این نوشته شد نبود کار سرسری
  4. 4 چو سحر پرده می‌درد تو پس پرده می‌روی·چو به شب پرده می‌کشد تو به شب پرده می‌دری
  5. 5 صنما خاک پای خود تو مرا سرمه وام ده·که نظر در تو خیره شد که تو خورشیدمنظری
  6. 6 رخ خوبان این جهان همه ابرست و تو مهی·سر شاهان این جهان همه پایست و تو سری
  7. 7 چو درآمد خیال تو مه نو تیره شد بگفت·چه عجب گر تو روشنی که از او آب می‌خوری

ganjoor: sh3140 · public domain