Divani-Şəms Qəzəl 3157 Beyt 4 ← əvvəlki · növbəti →

Divani-Şəms · غزل شمارهٔ ۳۱۵۷

  1. او چو سرکه‌ست و می‌کند ترشی دوست قندست و می‌کند قندی

G3157:4

Sənin dilin

Sizin dildə hələ tərcümə yoxdur — o, bütün qəzəl üçün birdəfəyə hazırlanır:

Bu beytin şərhi

Hələ yazılmayıb — bu beytin qəzəl daxilində yaxından oxunuşu:

Bütün qəzəl ↗

  1. 1 آنکه چون ابر خواند کف ترا·کرد بیداد بر خردمندی
  2. 2 او همی‌گرید و همی‌بخشد·تو همی‌بخشی و همی‌خندی
  3. 3 همچو یوسف گناه تو خوبیست·جرم تو دانش است و خرسندی
  4. 4 او چو سرکه‌ست و می‌کند ترشی·دوست قندست و می‌کند قندی
  5. 5 چشم مریخ دارد آن دشمن·تو چو مه دست زهره می‌بندی
  6. 6 ای دل اندر اصول وصل گریز·که بسی در فراق جان کندی
  7. 7 قطرهٔ باز رو سوی دریا·بنگر تا به پیش او چندی
  8. 8 قوت یاقوت گیر از خورشید·تا در اخلاق او به پیوندی

ganjoor: sh3157 · public domain