Divani-Şəms Qəzəl 453 Beyt 2 ← əvvəlki · növbəti →

Divani-Şəms · غزل شمارهٔ ۴۵۳

  1. شب در شکنجه بودم و جرمی نرفته بود در حبس بود این دل و دل دادنی نداشت

G453:2

Sənin dilin

Sizin dildə hələ tərcümə yoxdur — o, bütün qəzəl üçün birdəfəyə hazırlanır:

Bu beytin şərhi

Hələ yazılmayıb — bu beytin qəzəl daxilində yaxından oxunuşu:

Bütün qəzəl ↗

  1. 1 بُد دوش بی‌تو تیره شب و روشنی نداشت·شمع و سماع و مجلس ما چاشنی نداشت
  2. 2 شب در شکنجه بودم و جرمی نرفته بود·در حبس بود این دل و دل دادنی نداشت
  3. 3 ای آنک ایمن‌ست جهان در پناه تو·مه نیز بی‌لقای تو شب ایمنی نداشت
  4. 4 کبر و منیِ خلق حجاب تو می‌شود·در سایه بود از تو کسی کو منی نداشت
  5. 5 دل در کف تو از تو ولیکن ز شرم تو·سیماب‌وار بر کف تو ساکنی نداشت

ganjoor: sh453 · public domain