Divani-Şəms Qəzəl 509 Beyt 8 ← əvvəlki · növbəti →

Divani-Şəms · غزل شمارهٔ ۵۰۹

  1. راند مرا رحمتش آمد بخواند جانب ما خوش نگریدن گرفت

G509:8

Sənin dilin

Sizin dildə hələ tərcümə yoxdur — o, bütün qəzəl üçün birdəfəyə hazırlanır:

Bu beytin şərhi

Hələ yazılmayıb — bu beytin qəzəl daxilində yaxından oxunuşu:

Bütün qəzəl ↗

  1. 1 مرغ دلم باز پریدن گرفت·طوطی جان قند چریدن گرفت
  2. 2 اشتر دیوانه سرمست من·سلسله عقل دریدن گرفت
  3. 3 جرعه آن باده بی‌زینهار·بر سر و بر دیده دویدن گرفت
  4. 4 شیر نظر با سگ اصحاب کهف·خون مرا باز خوریدن گرفت
  5. 5 باز در این جوی روان گشت آب·بر لب جو سبزه دمیدن گرفت
  6. 6 باد صبا باز وزان شد به باغ·بر گل و گلزار وزیدن گرفت
  7. 7 عشق فروشید به عیبی مرا·سوخت دلش بازخریدن گرفت
  8. 8 راند مرا رحمتش آمد بخواند·جانب ما خوش نگریدن گرفت
  9. 9 دشمن من دید که با دوستم·او ز حسد دست گزیدن گرفت
  10. 10 دل برهید از دغل روزگار·در بغل عشق خزیدن گرفت
  11. 11 ابروی غماز اشارت کنان·جانب آن چشم خمیدن گرفت
  12. 12 عشق چو دل را به سوی خویش خواند·دل ز همه خلق رمیدن گرفت
  13. 13 خلق عصااند عصا را فکند·قبضه هر کور که دیدن گرفت
  14. 14 خلق چو شیرند رها کرد شیر·طفل که او لوت کشیدن گرفت
  15. 15 روح چو بازیست که پران شود·کز سوی شه طبل شنیدن گرفت
  16. 16 بس کن زیرا که حجاب سخن·پرده به گرد تو تنیدن گرفت

ganjoor: sh509 · public domain