Divani-Şəms› Qəzəl 816› Beyt 5 ← əvvəlki · növbəti →
Divani-Şəms · غزل شمارهٔ ۸۱۶
- هر که عاشق نیست او را روز نیست هر که را عشقست و سودا روز شد
G816:5
Sənin dilin
Sizin dildə hələ tərcümə yoxdur — o, bütün qəzəl üçün birdəfəyə hazırlanır:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Bu beytin şərhi
Hələ yazılmayıb — bu beytin qəzəl daxilində yaxından oxunuşu:
Bütün qəzəl ↗
- 1 خلق میجنبند مانا روز شد·روز را جان بخش جانا روز شد
- 2 چند شب گشتیم ما و چند روز·در غم و شادی تو تا روز شد
- 3 در جهان بس شهرها کان جا شبست·اندر این ساعت که این جا روز شد
- 4 در شب غفلت جهانی خفتهاند·ز آفتاب عشق ما را روز شد
- 5 هر که عاشق نیست او را روز نیست·هر که را عشقست و سودا روز شد
- 6 صبح را در کنج این خانه مجوی·رو به بالا کن به بالا روز شد
- 7 بر تو گر خارست بر ما گل شکفت·بر تو گر شامست بر ما روز شد
- 8 گر تو از طفلی ز روز آگه نهای·خیز با ما جان بابا روز شد
- 9 روز را منکر مشو لا لا مگو·چند لا لا جان لالا روز شد
- 10 آفتاب آمد که انشق القمر·بشنو این فرمان اعلا روز شد
- 11 پاسبانا بس دگر چوبک مزن·پاسبان و حارس ما روز شد
ganjoor: sh816 · public domain