Divani-Şəms› Qəzəl 861› Beyt 8 ← əvvəlki
Divani-Şəms · غزل شمارهٔ ۸۶۱
- خورشیدروی مفخر تبریز شمس دین بر فانیی نتافت که آن را بقا نکرد
G861:8
Sənin dilin
Sizin dildə hələ tərcümə yoxdur — o, bütün qəzəl üçün birdəfəyə hazırlanır:
ai-draft · gemini-2.5-pro
Bu beytin şərhi
Hələ yazılmayıb — bu beytin qəzəl daxilində yaxından oxunuşu:
Bütün qəzəl ↗
- 1 لطفی نماند کان صنم خوش لقا نکرد·ما را چه جرم اگر کرمش با شما نکرد
- 2 تشنیع میزنی که جفا کرد آن نگار·خوبی که دید در دو جهان کو جفا نکرد
- 3 عشقش شکر بس است اگر او شکر نداد·حسنش همه وفاست اگر او وفا نکرد
- 4 بنمای خانهای که از او نیست پرچراغ·بنمای صفهای که رخش پرصفا نکرد
- 5 این چشم و آن چراغ دو نورند هر یکی·چون آن به هم رسید کسیشان جدا نکرد
- 6 چون روح در نظاره فنا گشت این بگفت·نظاره جمال خدا جز خدا نکرد
- 7 هر یک از این مثال بیانست و مغلطه است·حق جز ز رشک نام رخش والضحی نکرد
- 8 خورشیدروی مفخر تبریز شمس دین·بر فانیی نتافت که آن را بقا نکرد
ganjoor: sh861 · public domain