Oxu› Dəftər 5› Bölmə 82 ← əvvəlki · növbəti →
بخش ۸۲ - بازگشتن نمامان از حجرهٔ ایاز به سوی شاه توبره تهی و خجل همچون بدگمانان در حق انبیا علیهمالسلام بر وقت ظهور برائت و پاکی ایشان کی یوم تبیض وجوه و تسود وجوه و قوله تری الذین کذبوا علی الله وجوههم مسودة
Namamların Ayazın otağından şahın yanına qayıtması, kisələri boş və xəcalətli, peyğəmbərlər (s) haqqında bədgümanlar kimi, onların təmizliyinin və paklığının zühuru zamanı ki, “O gün bəzi üzlər ağaracaq, bəzi üzlər qaralacaq” və “Allah barəsində yalan danışanları görərsən ki, üzləri qaradır.”
- M5:2078 شاه قاصد گفت هین احوال چیستکه بغلتان از زر و همیان تهیست
- M5:2079 ور نهان کردید دینار و تسوفر شادی در رخ و رخسار کو
- M5:2080 گرچه پنهان بیخ هر بیخ آورستبرگ سیماهم وجوهم اخضرست
- M5:2081 آنچ خورد آن بیخ از زهر و ز قندنک منادی میکند شاخ بلند
- M5:2082 بیخ اگر بیبرگ و از مایه تهیستبرگهای سبز اندر شاخ چیست
- M5:2083 بر زبان بیخ گل مهری نهدشاخ دست و پا گواهی میدهد
- M5:2084 آن امینان جمله در عذر آمدندهمچو سایه پیش مه ساجد شدند
- M5:2085 عذر آن گرمی و لاف و ما و منپیش شه رفتند با تیغ و کفن
- M5:2086 از خجالت جمله انگشتان گزانهر یکی میگفت کای شاه جهان
- M5:2087 گر بریزی خون حلالستت حلالور ببخشی هست انعام و نوال
- M5:2088 کردهایم آنها که از ما میسزیدتا چه فرمایی تو ای شاه مجید
- M5:2089 گر ببخشی جرم ما ای دلفروزشب شبیها کرده باشد روز روز
- M5:2090 گر ببخشی یافت نومیدی گشادورنه صد چون ما فدای شاه باد
- M5:2091 گفت شه نه این نواز و این گدازمن نخواهم کرد هست آن ایاز