قرائت› دفتر ۱› بخش ۶۶ - قصهٔ هدهد و سلیمان در بیان آنک چون قضا آید چشمهای روشن بسته شود› بیت ۱۲۲۶
M1:1226 — پس سلیمان گفت ای نیکو رفیق / در بیابانهای بی آب عمیق
M1:1226
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
سلیمان در پاسخ به ادعای هدهد که گفت میتواند آب را در اعماق زمین ببیند، او را «همراه نیکو» خطاب میکند و زمینهٔ پرسش بعدی خود را فراهم میآورد.
این بیت، آغاز پاسخ زیرکانهٔ حضرت سلیمان به هدهد است. هدهد با غرور، هنر خود را به رخ کشیده و ادعا کرده که میتواند از آسمان، آب را در ژرفای زمین تشخیص دهد. سلیمان، پیش از آنکه ادعای او را به چالش بکشد، با لحنی تأییدآمیز و دوستانه او را «نیکو رفیق» میخواند. این خطاب، هم نوعی دلجویی است و هم مقدمهای برای طرح یک پرسش اساسی و انتقادی.
سلیمان با تکرار عبارت «در بیابانهای بی آب عمیق»، صحنهای را که هدهد توصیف کرده بود بازسازی میکند. او با این کار، حرف هدهد را به خودش بازمیگرداند تا تناقضی را که در آن نهفته است آشکار سازد. این بیت به تنهایی یک جملهٔ کامل نیست، بلکه شروع سؤالی است که در بیتهای بعدی تکمیل میشود: اگر تو در چنین شرایط دشواری چنین چشم تیزی داری، پس چگونه است که دام کوچک و سادهای را روی زمین نمیبینی و گرفتار میشوی؟
درونمایهٔ اصلی داستان که این بیت مقدمهٔ آن است، مسئلهٔ «قضا» و «قدر» است. مولانا میخواهد نشان دهد که وقتی تقدیر الهی فرامیرسد، حتی تیزبینترین چشمها و زیرکترین عقلها نیز کور و ناتوان میشوند.
- نیکو رفیق
- همراه و دوست خوب
- عمیق
- ژرف، پهناور، گسترده (در اینجا صفت بیابان است)
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.