Ler› Livro 1› A lebre levando a boa nova aos cervos de que o leão havia caído no poço› Dístico 1350
M1:1350 — با زبان شَطّاحِ شُکرِ خدا / میسراید هر بَر و بَرگی جدا
M1:1350
Significado · به زبانِ تو — Sua língua · AI
هر جزء از آفرینش، از میوه و برگ گرفته تا هر موجودی، به طور مستقل و با زبان فصیح و بیباکانهی خود، در حال ستایش و سپاسگزاری از خداوند است.
این بیت در ادامهی تشبیه شادی خرگوشِ رها شده از چنگ شیر، به شادی شاخ و برگی است که از زندان خاک رها شده و در هوا میرقصد. مولانا این تصویر را به یک اصل کلی عرفانی تعمیم میدهد: هر ذرهای در عالم هستی، از جمله هر میوه و هر برگ، به زبان حالِ خود مشغول تسبیح و شکرگزاری خداوند است. این شکرگزاری، یک ذکرِ فردی و مستقل («جدا») است و با زبانی «شَطّاح» یا بیپروا و گویا بیان میشود، گویی از فرط شادی و رهایی، دیگر در بند آداب و رسوم ظاهری نیست و با تمام وجود، آفرینندهی خود را میستاید.
این تصویر، مقدمهای است برای بیان یک حقیقت عمیقتر که در ابیات بعدی میآید: همانطور که برگ از خاک و خرگوش از شیر رها شد، جان انسان نیز در آرزوی رهایی از زندان تن (آب و گِل) است تا در هوای عشق الهی به رقص درآید. بنابراین، این بیت صرفاً توصیف طبیعت نیست، بلکه بیان تجلی ذکر و حیات در تمام اجزای عالم و نمادی از اشتیاق روح برای آزادی و وصال است.
- شَطّاح
- گستاخ، بیپروا، سخنی که از غلبهی وجد و شور عارفانه گفته شود و گاه خلاف ظاهر شرع به نظر آید.
- بَر
- میوه، ثمر.
- میسراید
- سرود میخواند، شعر میخواند، آواز میخواند.
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.