Ler› Livro 1› A lebre levando a boa nova aos cervos de que o leão havia caído no poço› Dístico 1351
M1:1351 — که بپرورد اصل ما را ذوالعطا / تا درخت فَاسْتَغْلَظَ آمد فَاسْتَوی
M1:1351
Significado · به زبانِ تو — Sua língua · AI
برگها و شاخهها، در شادی رهایی خود، خدا را شکر میکنند که اصل و ریشهی وجودشان را پروراند تا به درختی کامل و نیرومند تبدیل شوند.
این بیت زبان حال برگها و شاخههایی است که از «حبس خاک» رها شده و به کمال رسیدهاند. مولانا شادی خرگوش پس از رهایی از چنگال شیر را به شادی گیاهی تشبیه میکند که از دل خاک سر برآورده، رشد کرده و به درختی استوار تبدیل شده است. این تصویر، نمادی از رهایی روح انسان از زندان تن و تعلقات مادی است.
در اینجا، مولانا به آیه ۲۹ سوره فتح در قرآن اشاره میکند که مراحل رشد یک گیاه را توصیف میکند: جوانهای که سر از خاک برمیآورد، سپس قوی و ستبر میشود و سرانجام بر پای خود میایستد (فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَىٰ عَلَىٰ سُوقِهِ). این رشد تدریجی، حاصل پرورش «ذوالعطا» یا همان خداوند بخشنده است. همانطور که گیاه برای رسیدن به کمال نیازمند پرورش الهی است، روح انسان نیز برای رهایی از اسارت نفس و رسیدن به بلوغ معنوی، به لطف و عنایت پروردگار محتاج است. شادی خرگوش در این داستان، بازتابی از همان شادی عظیم روحی است که پس از غلبه بر نفسِ درنده (شیر) و رسیدن به آزادی حقیقی حاصل میشود.
- ذوالعطا
- صاحب بخشش و کرم، از صفات خداوند
- فَاسْتَغْلَظَ
- ستبر شد، قوی و کلفت شد (بخشی از آیه قرآن)
- فَاسْتَویٰ
- راست و مستقیم ایستاد، بر پای خود ایستاد (بخشی از آیه قرآن)
- اصل
- ریشه، بنیاد، منشأ
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.