قرائت› دفتر ۱› بخش ۸۴ - قصهٔ بازرگان کی طوطی محبوس او، او را پیغام داد به طوطیان هندوستان هنگام رفتن به تجارت› بیت ۱۵۶۸
M1:1568 — یا به یاد این فتادهٔ خاکبیز / چونک خوردی جرعهای بر خاک ریز
M1:1568
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
طوطی زندانی از طوطیان آزاد میخواهد که دستکم هنگام خوشی و بادهنوشی، با ریختن جرعهای بر خاک، یادی از او که در قفس افتاده و از پا درآمده است، بکنند.
این بیت بخشی از پیام طوطی زندانی به خویشاوندان آزاد خود در هندوستان است. او که در قفس اسیر است، حال خود را به «فتادهٔ خاکبیز» تشبیه میکند؛ یعنی موجودی از پا افتاده که از شدت بیچارگی خاک را غربال میکند. این تصویر، نهایت ذلت و جدایی از اصل خویش را نشان میدهد.
در مصراع دوم، طوطی به یک رسم کهن ایرانی اشاره میکند: ریختن جرعهای از شراب بر خاک به یاد درگذشتگان یا دوستان غایب. این عمل، نمادی از اشتراک در شادی و بزرگداشت یاد کسی است که حضور ندارد. طوطی از یاران آزادش میخواهد که اگر نمیتوانند او را نجات دهند، لااقل در لحظات سرخوشی و آزادی خود، با این عمل نمادین او را به یاد آورند و با او همدلی کنند. این درخواست، عمق حسرت و تنهایی او را در فراق از «نیستان» و اصل خود بیان میکند.
در نگاهی عمیقتر، این بیت زبان حال روح انسانی است که در «قفس تن» گرفتار شده و از عالم معنا دور افتاده است. این روح از ساکنان آن عالم علوی میخواهد که او را فراموش نکنند و به یاد غربت او باشند. این یادآوری، خود نوعی ارتباط و روزنهٔ امید برای بازگشت است.
- فتاده
- افتاده، بیچاره، از پا درآمده
- خاکبیز
- خاکغربالکن؛ کنایه از موجودی بسیار حقیر و درمانده
- جرعه
- یک دُفعه نوشیدن، یک قُلپ
The caged parrot asks its free friends that, when they enjoy a drink, they should remember their suffering companion by pouring a libation on the ground in its name.
This couplet is a poignant expression of the caged parrot's longing, a plea for remembrance from its free brethren in the forests of India. The act of pouring a sip of wine or water on the ground (bar khāk rīz) is a traditional Persian gesture of libation, a way of honoring the absent, the dead, or a beloved companion. By asking for this, the parrot is not just requesting a thought; it's asking for a ritual act that makes its memory present and tangible during its friends' moments of joy.
The imagery of being a fatāda-ye khāk-bīz (one fallen, sifting dust) powerfully contrasts the parrot's condition with that of its friends. They are drinking freely, presumably from fresh springs or dew on leaves in a lush golestān (rose garden), while it is abject, trapped in a dusty cage, its world reduced to the ground beneath it. The request transforms an act of pleasure—drinking—into an act of empathy and shared sorrow. In the broader Sufi allegory, this is the lament of the soul trapped in the material body, calling out to other souls who are free in the spiritual world, asking them not to forget those still imprisoned in the world of dust.
- فتادهٔ خاکبیز
- A fallen one who sifts dust. A poetic phrase for someone who is abject, humbled, and brought low, contrasting with those who are free and exalted.
- جرعهای
- A sip, a gulp, a draught. In this context, it evokes the free birds drinking from a spring or enjoying a morning drink (`ṣabūḥī`), a symbol of life and pleasure.
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.