Läs› Daftar 1› Förklaring av denna hadith: ”Sannerligen har er Herre under livets dagar dofter (av nåd); uppmärksamma dem”› Vers 1975
M1:1975 — میل تو سوی مغیلانست و ریگ / تا چه گل چینی ز خار مردریگ
M1:1975
Betydelse · به زبانِ تو — Ditt språk · AI
ای انسان، وجود تو همچون شتری است که به جای توجه به گلستان روح الهی که بر پشت دارد، میل به خوردن خارهای بیارزش و گشتن در بیابانهای خشک دنیوی دارد و از این راه به هیچ نتیجهای نمیرسد.
این بیت در ادامهٔ تمثیل بیتهای قبلی است که وجود انسان را به شتری تشبیه میکند که پیامبر درون (روح الهی) بر آن سوار است. این شتر، که نماد نفس و جنبهٔ حیوانی ماست، به جای آنکه از «تنگ گل» یا گلزاری که بر پشت خود حمل میکند (یعنی روح و معنویت) بهرهمند شود، ذاتاً به سمت «مغیلان و ریگ» یعنی بیابان و خارهای بیارزش تمایل دارد.
مولانا با یک پرسش بیانی میپرسد: از «خار مردریگ» (خار خشک و بیفایده) چه گلی میتوان چید؟ این پرسش، پوچی و بیحاصلیِ پرداختن به امیال نفسانی و لذتهای زودگذر دنیوی را آشکار میکند. انسان با دنبال کردن این امیال، نه تنها به مقصد معنوی نمیرسد، بلکه خود را در بیابان خشک مادیات سرگردان و از گلستان حقیقی وجودش غافل میکند. این بیت دعوتی است به تغییر جهت میل و توجه، از بیرون به درون، و از خار به گل.
- مغیلان
- درختچهای خاردار که در بیابان میروید، خار شتر؛ کنایه از دلبستگیهای دنیوی و بیارزش.
- ریگ
- شن، ماسه؛ کنایه از بیابان خشک و بیحاصل مادیات.
- مردریگ
- هر چیز بیارزش، بیمصرف، مرده و خشک شده.
Diskussion — Fråga om denna beyt — besvarad från Masnavi, med varje vers citerad
Ditt samtal stannar på denna enhet om du inte väljer att dela det.
Vad läsare har frågat0
Inga frågor har delats ännu — din kan bli den första.