قرائت› دفتر ۱› بخش ۹۸ - در بیان این حدیث کی ان لربکم فی ایام دهرکم نفحات الا فتعر ضوا لها› بیت ۲۰۰۰
M1:2000 — از ملولی یار خامش کردمی / گر همو مهلت بدادی یکدمی
M1:2000
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
مولانا میگوید که از شدت و سنگینی الهام معشوق (خداوند) خسته شده و دوست داشت سکوت کند، اما خود معشوق به او اجازهٔ توقف نمیدهد و او را به ادامهٔ سخن وامیدارد.
این بیت صدای شخصی خود مولاناست که از فرایند سرودن مثنوی سخن میگوید. او این کار را نه یک فعالیت ادبی معمولی، بلکه نتیجهٔ یک الهام و فیضان مداوم از جانب «یار» یا همان خداوند میداند. این الهام آنچنان قدرتمند و بیوقفه است که شاعر را دچار نوعی «ملولی» یا خستگی روحانی کرده است. او آرزوی سکوت و آرامش دارد، اما این آرزو برآورده نمیشود، زیرا همان نیرویی که او را خسته کرده، به او فرمان ادامه دادن میدهد.
این بیت در ادامهٔ توصیف جذبه و بیخویشی عارفانه (مانند خواب ماندن پیامبر از نماز صبح در شب تعریس) میآید. مولانا میخواهد بگوید که سخن گفتن او نیز از این جنس است؛ یک جبر شیرین و تقاضای غیبی است، نه یک انتخاب از روی اختیار صرف. در ابیات بعدی، او توضیح میدهد که «یار» به او میگوید: «بگو، این عیب نیست» و این امر را به «قضای غیب» نسبت میدهد. بنابراین، خستگی مولانا نه از بیمیلی، بلکه از سنگینی بار امانت و عظمت تجربهای است که باید به زبان شعر بیان کند.
- ملولی
- خستگی، دلزدگی، آزردگی، بیزاری
- یار
- معشوق، دوست؛ در اینجا منظور خداوند است.
- خاموش کردمی
- ساکت میشدم، سکوت میکردم (فعل شرطی در فارسی قدیم)
- همو
- همان او، خود او (برای تأکید)
- مهلت بدادی
- فرصت میداد، امان میداد (فعل شرطی در فارسی قدیم)
- یکدمی
- یک لحظه، یک آن
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.