لوستل› دفتر ۱› د دې حديث په بیان کې چې ان لربکم فی ایام دهرکم نفحات الا فتعر ضوا لها› بيت ۲۰۰۷
M1:2007 — پس بزرگان این نگفتند از گزاف / جسم پاکان عین جان افتاد صاف
M1:2007
مانا · به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI
بنابراین، سخن عارفان و اولیای الهی که میگویند جسم انسانهای پاک و خالص، همچون روحشان لطیف و نورانی میشود، سخنی بیپایه و اساس نیست.
مولانا در این بیت به یک اصل مهم در عرفان اشاره میکند: تعالی جسم در پی تعالی روح. او میگوید سخن بزرگان و عارفان که جسم انسانهای پاک (پاکان) را همسنخ و همذات با جانشان میدانند، یک ادعای گزاف و بیدلیل نیست، بلکه حقیقتی استوار است.
در ابیات قبل، مولانا توضیح میدهد که در نگاه الهی، جسم و جان اولیا از یکدیگر جدا نیستند و همچون یک واحد سنجیده میشوند. در اینجا، او این ایده را به اوج میرساند. «صاف افتادن» به معنای شفاف شدن، خالص شدن و از میان رفتن کدورتها و حجابهای مادی است. وقتی روح انسان از طریق ریاضت و عشق الهی صیقل مییابد، این لطافت و نورانیت به جسم او نیز سرایت میکند. جسم دیگر یک زندان یا مانع برای روح نیست، بلکه به آینهای شفاف برای آن تبدیل میشود. به همین دلیل، در بیت بعدی مولانا میگوید که گفتار، نفس و حتی صورت ظاهری این پاکان، همگی تجلی «جان مطلق» است.
این نگاه، دوگانگی رایج میان جسم و جان را در هم میشکند. در مسیر سلوک، جسم که در ابتدا نماد کثافت و سنگینی است، آنقدر لطیف میشود که خود به ابزاری برای تجلی معنویت تبدیل میگردد و دیگر تفاوتی ماهوی با جان ندارد.
- گزاف
- بیهوده، بیاساس، یاوهگویی
- پاکان
- انسانهای خالص، اولیای الهی، عارفان
- عین
- خودِ، ذاتِ، درست مانندِ
- افتاد صاف
- شفاف و زلال شد، خالص گردید
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.