Läs› Daftar 1› Hur beduinens hustru sydde in krukan med regnvatten i filt och förseglade den, på grund av beduinens starka tro› Vers 2727
M1:2727 — مرد گفت آری سبو را سر ببند / هین که این هدیهست ما را سودمند
M1:2727
Betydelse · به زبانِ تو — Ditt språk · AI
مرد عرب با نقشهی همسرش موافقت میکند و به او میگوید که کوزهی آب باران را برای هدیه به خلیفه آماده کند، زیرا این کار را برای خودشان مفید و ارزشمند میداند.
این بیت در داستان زن و شوهری بادیهنشین قرار دارد که میخواهند هدیهای برای خلیفه در بغداد ببرند. زن پیشنهاد میکند که کوزهای از آب باران زلال و پاکی که جمع کردهاند را به عنوان هدیه تقدیم کنند، چرا که در بیابان خشک آنها، آب شیرین کمیابترین و باارزشترین چیز است. شوهرش در این بیت با شور و شوق با این ایده موافقت میکند.
نقطهی اصلی داستان در تضاد بین ارزشگذاری این زوج و واقعیت نهفته است. آنها از سر سادگی و خلوص، گمان میکنند که هدیهشان بینظیر است، غافل از آنکه خلیفه در کنار رودخانهی عظیم دجله زندگی میکند و به آب فراوان دسترسی دارد. مولانا از این داستان ساده برای بیان یک مفهوم عمیق عرفانی استفاده میکند: بسیاری از اعمال عبادی و «هدیههایی» که ما با غرور به درگاه خداوند میبریم، در برابر عظمت و بینیازی او ناچیز و بیمقدارند. اما خداوند، همچون آن خلیفهی بزرگوار داستان، نه به ارزش مادی هدیه، بلکه به صدق و صفای نیت هدیهدهنده مینگرد و آن را با بزرگواری میپذیرد. موافقت مشتاقانهی مرد در این بیت، نشاندهندهی اوج باور و اعتقاد خالصانهی آنها به ارزش هدیهشان است.
- سبو
- کوزه، ظرف سفالی برای نگهداری آب
- هین
- آگاه باش، بشتاب، هان (حرف تنبیه و تحریض)
- سودمند
- مفید، باارزش، نافع
Diskussion — Fråga om denna beyt — besvarad från Masnavi, med varje vers citerad
Ditt samtal stannar på denna enhet om du inte väljer att dela det.
Vad läsare har frågat0
Inga frågor har delats ännu — din kan bli den första.