لوستل› دفتر ۱› د اعرابي د درناوي او د هغه د تحفې د منلو لپاره د خلیفه د نقیبانو او دربانانو راتګ› بيت ۲۷۸۱
M1:2781 — آن عرابی از بیابان بعید / بر در دار الخلافه چون رسید
M1:2781
مانا · به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI
این بیت آغاز داستان مردی بادیهنشین است که پس از پیمودن راهی دراز و بیابانی، به درگاه خلیفه در بغداد میرسد.
این بیت، صحنهی آغازین داستان «اعرابی و سبوی آب» را به سادگی ترسیم میکند. مولانا با انتخاب کلمهی «عرابی» و «بیابان بعید»، بر خلوص، سادگی و بیپیرایگی این مرد تأکید میکند. او نمایندهی عالمی دیگر است؛ عالمی به دور از تجملات و مناسبات پیچیدهی «دارالخلافه» یا مرکز قدرت و تمدن شهری.
سفر طولانی او از «بیابان بعید» نه تنها فاصلهی جغرافیایی، بلکه فاصلهی معنوی و فرهنگی را نیز نشان میدهد. او از دل طبیعت بکر و جهانی ساده، هدیهای ساده (یک کوزه آب) برای خلیفه آورده است. این تقابل میان سادگی بیابان و شکوه دربار، زمینهی اصلی داستان را فراهم میکند. رسیدن او به دروازهی کاخ، لحظهی برخورد این دو جهان است و کنجکاوی خواننده را برمیانگیزد که حاصل این رویارویی چه خواهد بود.
- عرابی
- مرد عرب بیاباننشین، بادیهنشین
- بعید
- دور، دوردست
- دار الخلافه
- مقر حکومت خلیفه، کاخ خلیفه (در اینجا بغداد)
- چون
- وقتی که، هنگامی که
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.