قرائت› دفتر ۱› بخش ۱۳۳ - پیش آمدن نقیبان و دربانان خلیفه از بهر اکرام اعرابی و پذیرفتن هدیهٔ او را› بیت ۲۷۹۱
M1:2791 — بوی لطف او بیابانها گرفت / ذرههای ریگ هم جانها گرفت
M1:2791
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
اعرابی میگوید که لطف و محبت خلیفه (که نماد لطف الهی است) آنچنان فراگیر و حیاتبخش است که تمام بیابان خشک و بیجان را پر کرده و حتی به ذرات بیارزش ریگ، جان بخشیده است.
این بیت زبان حال اعرابی است که برای هدیه آوردن نزد خلیفه آمده و تحت تأثیر شکوه و معنویت دربار او قرار گرفته است. او که از بیابانی خشک و مرده آمده، اکنون با فضایی سرشار از لطف و بخشش روبرو شده است.
«بوی لطف» استعارهای زیبا برای تأثیر نامرئی اما فراگیر رحمت و محبت الهی است که خلیفه نماد آن است. این لطف چنان قدرتمند است که نه تنها یک شخص، بلکه تمام «بیابانها» را در بر میگیرد؛ بیابان در اینجا نماد عالم مادی، خشکی و دوری از معنویت است. در مصرع دوم، مولانا این تصویر را به اوج میرساند: این لطف حیاتبخش حتی به «ذرههای ریگ» که نماد بیجانترین و بیارزشترین موجودات هستند، «جان» میبخشد. این یک دگرگونی کامل در هستی است.
در واقع، این بیت بیانگر تحول درونی خود اعرابی است. او که برای پاداش مادی آمده بود، با دیدن این جلوهی معنوی، نگاهش به کل هستی تغییر میکند و در همه چیز، حتی در ذرات خاک، حیاتی تازه و الهی میبیند. این همان «کیمیای نظر» است که در ابیات قبل به آن اشاره شد؛ نگاه عارفانهای که مس وجود را به طلا تبدیل میکند.
- گرفت
- در اینجا به معنی فرا گرفت، پر کرد، احاطه کرد.
- ریگ
- شن، ماسه.
- جانها گرفت
- جان پیدا کرد، زنده شد.
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.