Čitaj› Knjiga 1› Halifa prihvata dar i daruje s potpunim nezainteresiranošću za taj dar i taj ćup› Bejt 2876
M1:2876 — جزو جزو خم بهرقصست و بهحال / عقل جزوی را نموده این محال
M1:2876
Značenje · به زبانِ تو — Tvoj jezik · AI
هر ذره از وجودِ شکسته و فنا شده در برابر حق، در وجد و سماع روحانی است؛ حالتی که عقل جزئی و محدود بشری از درک آن عاجز است و آن را محال میپندارد.
مولانا در ابیات قبل، کل عالم (و نیز وجود انسان) را به کوزهای تشبیه میکند که از شراب معرفت و زیبایی خداوند لبریز است. عارفان حقیقی، کسانی که جلوهای از دریای حقیقت را دیدهاند، این کوزه را میشکنند. اما این «شکستن» نه نابودی، که عینِ «درستی» و کمال است؛ کوزهای شکسته که آبش نریخته است.
این بیت، حالِ آن کوزهی شکسته را توصیف میکند. وقتی حجابِ صورت و تعین (شکل کوزه) از میان برداشته میشود، هر ذره از آن، مستقیماً با حقیقتِ بیکران در ارتباط قرار میگیرد و به رقص و وجد و «حال» درمیآید. این رقص، نماد رهایی از سکون و محدودیتهای مادی و پیوستن به جنبش و حیات ابدی عالم معناست.
مصراع دوم تقابلی کلیدی را مطرح میکند: این تجربه برای «عقل جزوی» محال به نظر میرسد. عقل جزوی، همان عقل حسابگر و منطقی است که با پدیدههای مادی و قوانین اینجهانی سر و کار دارد. از دید این عقل، شکستن به معنای نابودی است و رقصی چنین فراگیر و بیجسم، ناممکن. مولانا تأکید میکند که درک حقایق عرفانی، از جمله فنا و بقا در حق، نیازمند فراتر رفتن از این عقل محدود و گام نهادن در وادی عشق و «حال» است.
- حال
- در اصطلاح عرفانی، یک کیفیت یا جذبهٔ معنوی که از غیب بر دل سالک وارد میشود و زودگذر است.
- عقل جزوی
- عقل حسابگر و استدلالی که به امور دنیوی و مادی محدود است؛ در مقابل عقل کلی که به حقایق معنوی آگاه است.
- نموده
- نمایان شده، به نظر آمده است.
- محال
- ناممکن، غیرممکن.
- خم
- خمره، ظرف بزرگ سفالی برای نگهداری شراب یا مایعات دیگر.
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.