อ่าน› Daftar 1› เคาะลีฟะฮ์รับของขวัญและมอบรางวัลด้วยความมั่งคั่งอันสมบูรณ์แบบจากของขวัญนั้นและจากเหยือกน้ำนั้น› โคลงคู่ 2930
M1:2930 — خار بیمعنی خزان خواهد خزان / تا زند پهلوی خود با گلستان
M1:2930
ความหมาย · به زبانِ تو — ภาษาของคุณ · AI
موجود بیارزش و تهی، خواهان شرایطی است که در آن، برتری و زیباییِ موجودات ارزشمند پنهان بماند تا بتواند خود را با آنها برابر جا بزند.
این بیت در ادامهی تمثیل انسانها به گل و خار بیان میشود. مولانا توضیح میدهد که چرا انسانهای تهی و بیمایه (خار) از موقعیتهایی که حقیقت همه را آشکار میکند (بهار یا روز قیامت) بیزارند. خار ذاتاً فاقد زیبایی و عطر گل است. در بهار، وقتی گلستان غرق در شکوفه و رنگ است، بیارزشی و زشتی خار در مقایسه با آن کاملاً نمایان میشود. به همین دلیل، خار مشتاقانه در انتظار پاییز است.
پاییز فصل زوال و یکرنگی است. در خزان، گلها پژمرده میشوند، برگها میریزند و آن طراوت و زیبایی از بین میرود. در چنین شرایطی، دیگر تفاوت چشمگیری میان خار خشک و شاخههای بیبرگ گلستان وجود ندارد. اینجاست که خار فرصت پیدا میکند تا «پهلوی خود را با گلستان بزند»، یعنی خود را همرتبه و همتراز آن نشان دهد. این یکسانسازی ظاهری، که حاصل از بین رفتن کمالِ دیگری است، برای موجود ناقص مایهی تسلی و آرامش است.
در معنای عرفانی، «خزان» نماد دنیا، غفلت و شرایطی است که در آن ارزشهای معنوی و روحانی پوشیده میماند و عارف و عامی، و مؤمن و منافق در ظاهر یکسان به نظر میرسند. انسانهای بیبهره از معنویت، چنین فضایی را دوست دارند تا نقص درونیشان آشکار نشود. برعکس، «بهار» یا «روز عرض اکبر» (قیامت) زمان تجلی حقیقتهاست که برای اهل کمال، جشن شکوفایی و برای نااهلان، روز رسوایی است.
- خار بیمعنی
- خار بیارزش، کنایه از انسان تهی و بیفضیلت
- خزان خواهد خزان
- پاییز را میخواهد و آرزو میکند (تکرار برای تأکید بر شدت خواستن)
- زند پهلوی خود با
- خود را همتراز و برابر با کسی یا چیزی نشان دهد، ادعای برابری کند
บทสนทนา — ถามเกี่ยวกับบทกลอนนี้ — ตอบจากมัษนาวี พร้อมอ้างอิงทุกบทกลอน
บทสนทนาของคุณจะอยู่บนอุปกรณ์นี้ เว้นแต่คุณจะแบ่งปัน
สิ่งที่ผู้อ่านถาม0
ยังไม่มีคำถามที่แบ่งปัน — คำถามของคุณอาจเป็นคำถามแรก