قرائت› دفتر ۱› بخش ۱۴۹ - گفتن مهمان یوسف علیهالسلام کی آینهای آوردمت کی تا هر باری کی در وی نگری روی خوب خویش را بینی مرا یاد کنی› بیت ۳۲۰۹
M1:3209 — آینهٔ هستی چه باشد نیستی / نیستی بر، گر تو ابله نیستی
M1:3209
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
آینهای که میتواند «هستی» مطلق خداوند را بازتاب دهد، «نیستی» و فنای بنده است. پس اگر عاقل باشی، راه نیستی و خود را هیچ انگاشتن را برمیگزینی.
این بیت، نتیجهگیری عرفانی داستان مهمانی است که برای حضرت یوسف آینه هدیه میآورد. مولانا بلافاصله از آینهٔ مادی به یک مفهوم عمیق معنوی جهش میکند: همانطور که آینهٔ صیقلی و صاف، خود چیزی ندارد تا بتواند تصویر زیبای یوسف را بیکموکاست نشان دهد، انسان نیز برای آنکه جلوهگاه زیبایی و کمال الهی (هستی مطلق) باشد، باید از «خودی» و «هستیِ» کاذب خود تهی شود.
«نیستی» در اینجا به معنای نابودی فیزیکی نیست، بلکه به معنای فنای صفات نفسانی، منیت، و ادعاهای وجودی در برابر وجود حق است. وقتی انسان از این تعلقات خالی میشود، مانند آینهای شفاف، صفات الهی را در خود منعکس میکند. مولانا میگوید انتخاب این راه، نشانهٔ زیرکی و عقل حقیقی است، زیرا تنها در این «نیستی» است که میتوان به «هستی» حقیقی دست یافت. بیتهای بعدی نیز همین ایده را با مثالهای مختلف (نان و گرسنه، پارچه و خیاط، چوب و نجار) تقویت میکنند: هر کمالی برای ظهور، به یک نقص یا خلأ نیازمند است و کمال الهی نیز در بندهٔ «هیچ» شده تجلی مییابد.
- نیستی بر
- نیستی را انتخاب کن، برگزین
- ابله
- نادان، کمخرد
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.