อ่าน› Daftar 1› เสนาบดีสอนอุบายให้กษัตริย์› โคลงคู่ 341
M1:341 — او وزیری داشت گَبْر و عِشوِه دِه / کو بَر آبْ از مَکر بَر بَستی گِرِه
M1:341
شرحِ سروش — จากบทบรรยายมัษนวีที่บันทึกไว้ของเขา
این متن بر پایهٔ سخنرانیهای ضبطشدهٔ دکتر سروش دربارهٔ مثنوی بازنویسی شده است. بازبینی نهایی توسط ایشان انجام نشده.
ترجمه و معنا
ترجمه به فارسی روان: آن شاه وزیری داشت گبر و فریبنده / که از مکّاری، حتی بر آب هم گره میبست. معنا: این بیت، وزیر مکار و بدطینت پادشاه را توصیف میکند که در فریب و حیلهگری تا آنجا پیش میرفت که کارهای محال را با زیرکی خویش ممکن میساخت.
شرح
این بیت به توصیف وزیری میپردازد که مشاور شاه در داستان است؛ وزیری که مولانا او را «گَبْر و عِشوِه دِه» میخواند. همانطور که بارها گفتهام، مولانا در بهکارگیری کلمات آزادانه عمل میکند و به آناکرونیسمهای تاریخی توجهی ندارد. لفظ «گبر» در اینجا نه به معنای دقیق زرتشتی، بلکه به قصد مذمت و برای اشاره به هر کافر یا بدطینتی به کار رفته است. او وزیری بود «عشوه ده»، یعنی بسیار مکار و حیلهگر.
تعبیر «کو بر آب از مکر بربستی گره» تعبیری بسیار رسا و پرمغز است. گره زدن بر آب، کنایه از اوج مکاری و توانایی انجام کارهای محال با زیرکی فوقالعاده است. این صرفاً یک استعاره نیست؛ بلکه به توانایی نفوذ و دستکاری در چیزی اشاره دارد که ذاتاً فاقد شکلپذیری است. مولانا در اینجا ما را با مفهوم «مکر» مواجه میکند. از دیدگاه من، مکر ذاتاً بد نیست. مکر، توانایی به کارگیری شیوههای پیچیده برای رسیدن به مقصود است؛ این زیرکی است. اگر این زیرکی در خدمت مقاصد پلید قرار گیرد، آنگاه تبدیل به خباثت میشود. اما نفس توانایی پیچیدهاندیشی و گره زدن بر امواج، خود یک فضیلت است. تکنولوژی مدرن، بیهیچ تردیدی، تجلی همین «مکر» است؛ دستگاههایی که کارهای محال را ممکن میسازند. «دیوایس» یا همان ابزار، از ریشهٔ «دِوِل» به معنای شیطان میآید و نشان میدهد که از دیرباز نوعی رابطه میان پیچیدگی و امور شیطانی تصور میشده است. اما این تلقی صحیح نیست؛ پیچیدگی، خود میتواند ابزار خیر باشد.
نکتهٔ بسیار تأملبرانگیز اینجاست که مولانا همین تعبیر «گره زدن بر آب و بستن هوا» را در وصف شمس تبریزی نیز به کار میبرد! آنجا که شمس از مولانا دوری میگزیند و مولانا در فراق او غزل میسراید، در توصیف شمس میگوید: «دم سخت گرم دارد / که به جادوی و افسون / بزند گره بر آب و / ببندد او هوا را». این نشان میدهد که مولانا «مکر» را نه یکسره نفی میکند و نه یکسره مذمت. او آن را به مثابه یک نیروی عظیم میبیند که هم میتواند در دست یک وزیر بدطینت، وسیلهٔ ظلم شود و هم در دست یک پیر طریق، همچون شمس، ابزار هدایت و تأثیری شگرف. این پدیدارشناسیِ قدرت و زیرکی است که مولانا در اینجا به ما میآموزد. او به ما میگوید که نباید به ظاهر اشیا یا صفات بسنده کرد؛ باید به قصد و نیت پشت آنها نگریست.
نکات کلیدی
- «گبر» در مثنوی لزوماً به معنای زرتشتی نیست؛ بلکه کنایه از کافر یا بدطینت است که با هدف مذمت به کار رفته.
- تعبیر «گره زدن بر آب» اوج مکاری و توانایی انجام محال با زیرکی فوقالعاده را نشان میدهد.
- «مکر» (عربی) یا «زیرکی» (فارسی) ذاتاً بد نیست؛ بلکه توانایی بهکارگیری روشهای پیچیده برای رسیدن به هدف است.
- نفس توانایی پیچیدهاندیشی، خود یک فضیلت است و تکنولوژی مدرن تجلی این نوع «مکر» است.
- مولانا همین تعبیر مکاری را برای شمس تبریزی نیز به کار میبرد، که نشاندهندهٔ دیدگاه پیچیدهٔ او به قدرت و زیرکی است.
- اهمیت نیت پشت هر عملی: یک صفت واحد میتواند هم ابزار ظلم باشد و هم وسیلهٔ هدایت، بسته به دست کسی که آن را به کار میگیرد.
Sources: d1-s29 · 41:58:00 d1-s29 · 43:30:00 d1-s29 · 44:43:00
This text was reconstructed from Dr. Abdolkarim Soroush's recorded Masnavi lectures. It has not been reviewed and approved by him.
Translation & meaning
Translation: That king had a vizier, a Gabr (Zoroastrian/infidel) and a deceiver, / Who, with his cunning, could tie a knot upon water. Meaning: This verse describes the king's cunning and malevolent vizier, whose deceit and trickery were so profound that he could achieve the impossible through his cleverness.
Explanation
This verse describes the vizier who serves as the king's advisor in the story, a figure Rumi calls "Gabr and ʿishva-deh." As I have often remarked, Rumi freely uses words without concern for historical anachronisms. The term "Gabr" here is not meant to precisely denote a Zoroastrian, but rather is used pejoratively to refer to any infidel or malevolent character. This vizier was "ʿishva-deh," meaning he was exceedingly cunning and deceitful.
The idiom "He could, with his cunning, tie a knot upon water" is profoundly expressive and pregnant with meaning. Knotting water metaphorically signifies the pinnacle of cunning and the ability to achieve the impossible through extraordinary cleverness. This is not merely a figure of speech; rather, it refers to the ability to penetrate and manipulate something that is inherently formless. Rumi here confronts us with the concept of makr (cunning). From my perspective, makr is not inherently evil. Makr is the ability to employ complex methods to achieve a goal; it is cleverness. If this cleverness is employed in the service of wicked ends, then it becomes malevolence. However, the very capacity for complex thinking and for knotting waves, itself, is a virtue. Modern technology, without a doubt, is a manifestation of this very makr; devices that make the impossible possible. The word "device," or tool, derives from "devil," indicating that from ancient times, a connection between complexity and satanic affairs was imagined. But this perception is incorrect; complexity itself can be a tool for good.
The most thought-provoking point is that Rumi employs this very idiom, "knotting water and binding air," to describe Shams-e Tabrizi! When Shams withdraws from Rumi and Rumi composes ghazals in his absence, he describes Shams saying: "He has a fiercely warm breath / that, with sorcery and enchantment, / ties a knot upon water and / binds the air." This demonstrates that Rumi neither wholly rejects nor wholly condemns makr. He views it as an immense force that can, in the hands of a malevolent vizier, become an instrument of oppression, or, in the hands of a spiritual master like Shams, a means of guidance and profound influence. This is Rumi's phenomenology of power and cleverness, teaching us not to be content with the mere appearance of things or qualities, but to look at the intention and purpose behind them.
Key takeaways
- In the Mathnawi, "Gabr" doesn't strictly mean Zoroastrian; it's a pejorative term for an infidel or malevolent person.
- The idiom "tying a knot upon water" signifies the peak of cunning and the ability to achieve the impossible through extraordinary cleverness.
- Rumi's makr (cunning) is not inherently evil; it's the capacity to use complex methods for achieving goals, a form of intellectual prowess.
- The very ability for complex thinking is a virtue, and modern technology is a manifestation of this type of makr.
- Rumi uses the same cunning idiom to describe Shams-e Tabrizi, highlighting his nuanced view of power and shrewdness.
- The intention behind an action is paramount: a single quality can be an instrument of oppression or a means of guidance, depending on who wields it.
Sources: d1-s29 · 41:58:00 d1-s29 · 43:30:00 d1-s29 · 44:43:00
به زبانِ تو — ภาษาของคุณ · AI
يصف هذا البيت وزير الملك الماكر الخبيث، الذي بلغ في خداعه ودهائه مبلغًا يمكّنه من فعل المستحيلات ببراعته.
يقدّم لنا هذا البيت شخصية الوزير الذي يشير على الملك في هذه القصة، وهو وزير يصفه مولانا بأنه «گَبْر وعِشْوَه دِهْ». وكما ذكرنا مرارًا، فإن مولانا يستخدم الألفاظ بحرية دون اكتراث للمفارقات التاريخية. فلفظة «گَبْر» هنا لا تعني المجوسي بالمعنى الدقيق، بل استُخدمت للذم والإشارة إلى كل كافر أو خبيث الطينة. وكان هذا الوزير «عِشْوَه دِهْ»، أي شديد المكر والدهاء.
أما تعبير «يَعقِدُ فوقَ الماءِ عُقدَةً» فهو كناية بليغة للغاية، تصور ذروة المكر والقدرة على إنجاز المستحيل بذكاء فائق. إنها ليست مجرد استعارة، بل تشير إلى القدرة على النفاذ إلى ما لا شكل له والتلاعب به. يواجهنا مولانا هنا بمفهوم «المكر». والمكر في جوهره ليس شرًا بالضرورة، بل هو القدرة على استخدام أساليب معقدة لبلوغ الغاية؛ إنه الدهاء. فإذا وُظِّف هذا الدهاء لخدمة أغراض شريرة، صار خبثًا. أما القدرة نفسها على التفكير المركب وعقد الأمواج، فهي في حد ذاتها فضيلة. وما التكنولوجيا الحديثة إلا تجلٍ لهذا «المكر»؛ أجهزة تجعل المستحيل ممكنًا.
والنقطة الأكثر إثارة للتأمل هي أن مولانا يستخدم هذا التعبير ذاته — «عقد الماء وتقييد الهواء» — في وصف شمس التبريزي! فعندما يبتعد شمس عن مولانا وينظم مولانا الغزل في فراقه، يصف شمسًا قائلًا: «أنفاسه حارة لاهبة / فبالسحر والرقية / يعقد على الماء عقدة / ويقيد الهواء». هذا يوضح أن مولانا لا يرفض «المكر» رفضًا مطلقًا ولا يذمه ذمًا مطلقًا، بل يراه قوة هائلة يمكن أن تكون أداة للظلم في يد وزير خبيث، كما يمكن أن تكون وسيلة للهداية والتأثير العميق في يد شيخ للطريقة مثل شمس. إنها ظاهراتية (فينومينولوجيا) القوة والدهاء التي يعلمنا إياها مولانا هنا، مرشدًا إيانا إلى عدم الاكتفاء بظواهر الأشياء والصفات، بل النظر إلى القصد والنية من ورائها.
- گَبْر
- في الأصل: المجوسي أو الزرادشتي. يستخدمها مولانا هنا بمعنى أوسع وأكثر قدحًا للإشارة إلى أي شخص غير مؤمن أو خبيث الطينة.
- عِشوِه دِه
- صفة مركبة فارسية تعني: المخادع، الماكر، الفتّان الذي يغوي ويحتال.
- بَر آبْ گِرِه بَستَن
- تعبير اصطلاحي فارسي يعني حرفيًا: «عَقَدَ عُقدةً على الماء». وهو كناية عن المهارة الفائقة في المكر والدهاء والقدرة على فعل ما يبدو مستحيلًا.
บทสนทนา — ถามเกี่ยวกับบทกลอนนี้ — ตอบจากมัษนาวี พร้อมอ้างอิงทุกบทกลอน
บทสนทนาของคุณจะอยู่บนอุปกรณ์นี้ เว้นแต่คุณจะแบ่งปัน
สิ่งที่ผู้อ่านถาม0
ยังไม่มีคำถามที่แบ่งปัน — คำถามของคุณอาจเป็นคำถามแรก