قرائت› دفتر ۱› بخش ۲۶ - دفع گفتن وزیر مریدان را› بیت ۵۷۹
M1:579 — چونک عمر اندر ره خشکی گذشت / گاه کوه و گاه دریا گاه دشت
M1:579
شرح و معنا · به زبانِ تو — AI
این بیت، زندگیای را توصیف میکند که کاملاً در جهان مادی و محسوسات سپری شده و فرد پیوسته از یک مشغله دنیوی به مشغله دیگری پرداخته است.
این بیت در ادامهٔ تمثیل «خشکی» و «دریا» آمده است. «خشکی» نماد جهان مادی، حواس ظاهری، عقل جزئی و استدلال است؛ یعنی تمام آن چیزهایی که با جسم و دنیای بیرون سروکار دارند. در مقابل، «دریا» نماد عالم معنا، شهود، عشق و فنای فیالله است که مسیر حرکت «جان» است.
مولانا میگوید وقتی تمام عمر یک فرد در مسیر «خشکی» بگذرد، یعنی زندگیاش صرفاً به امور مادی و ظواهر محدود شود، این سفر زمینی اشکال گوناگونی به خود میگیرد: «گاه کوه، گاه دریا، گاه دشت». این سه کلمه، تنوع و گوناگونی مشغلههای دنیوی را نشان میدهند. «کوه» میتواند نماد سختیها و جاهطلبیها، «دشت» نماد روزمرگی و امور عادی، و «دریا» در این مصراع (برخلاف معنای عرفانیاش در بیت قبل) صرفاً یکی دیگر از جلوههای طبیعت مادی و سفرهای جسمانی است. در واقع، فرد گمان میکند که سفرهای متفاوتی را تجربه کرده، اما در حقیقت تمام این تجربیات در همان قلمرو محدود «خشکی» و عالم حس باقی مانده است.
این بیت مقدمهای است برای بیت بعدی که نتیجهٔ چنین زندگیای را بیان میکند: کسی که تمام عمر بر خشکی راه رفته، چگونه میتواند به «آب حیات» (معرفت باطنی) دست یابد و امواج «دریای» حقیقت را بشکافد؟
- چونک
- چون که، وقتی که
- اندر
- در، داخلِ
- ره خشکی
- راه خشکی؛ کنایه از زندگی مادی و سیر در عالم محسوسات
گفتگو — دربارهٔ این بیت بپرس — پاسخ از دل مثنوی، با ارجاع به ابیات
گفتگوی تو تا وقتی عمومیاش نکنی، فقط روی همین دستگاه میماند.
پرسشهای خوانندگان0
هنوز پرسشی بهاشتراک گذاشته نشده — اولین نفر باش.