قرائت› دفتر ۱› بخش ۲۶ → قبلی · بعدی ←
بخش ۲۶ - دفع گفتن وزیر مریدان را
رد کردن مریدان توسط وزیر
- M1:571 گفت هان ای سُخرگانِ گفت و گووعظ و گفتار زبان و گوشْ جو
- M1:572 پنبه اندر گوشِ حِسِّ دون کنیدبندِ حسّ از چشم خود بیرون کنید در گوشِ حواسِ فرومایهٔ خود پنبه بگذارید،و زنجیرِ این حواس را از چشمِ خود بردارید.برای درک حقایق معنوی، باید از وابستگی به حواس ظاهری و مادی دست کشید و راهِ دریافتهای درونی و قلبی را گشود.
- M1:573 پنبهٔ آن گوشِ سِرّ، گوشِ سَرستتا نگردد این کَر آن باطن کَرست
- M1:574 بیحس و بیگوش و بیفکرت شویدتا خطاب أرْجِعی را بشنوید
- M1:575 تا به گفت و گوی بیداری دَریتو زگفت خوابْ بویی کی بَری
- M1:576 سِیرِ بیرونیست قول و فعل ماسیرِ باطن هست بالای سَما
- M1:577 حسْ خشکی دید، کز خشکی بزادعیسی جان پای بر دریا نهاد
- M1:578 سِیرِ جسمِ خشک بر خشکی فتادسیرِ جانْ پا در دلِ دریا نهاد
- M1:579 چونک عمر اندر ره خشکی گذشتگاه کوه و گاه دریا گاه دشت
- M1:580 آبِ حیوان از کجا خواهی تو یافتموجِ دریا را کجا خواهی شکافت
- M1:581 موج خاکی وهم و فهم و فکرِ ماستموج آبی محو و سُکرست و فناست
- M1:582 تا درین سُکری، از آن سُکری تو دورتا ازین مستی از آن جامی نفور
- M1:583 گفت و گوی ظاهر آمد چون غبارمدّتی خاموش خو کن، هوشدار