لوستل› دفتر ۱› د مريدانو لخوا د يوازيتوب ماتولو چل› بيت ۵۹۰
M1:590 — چون بر آرد پر، بپرّد او بخوَد / بیتکلّف بیصفیرِ نیک و بَد
M1:590
مانا · به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI
این بیت میگوید وقتی سالک به بلوغ معنوی برسد، به طور طبیعی و خودجوش در مسیر درست حرکت میکند و دیگر نیازی به امر و نهی یا پاداش و جزای بیرونی ندارد.
این بیت در ادامهٔ تمثیل «جوجهٔ بیپر» در داستان مریدانی است که از شیخ خود میخواهند به آنها سخت نگیرد. مریدان استدلال میکنند که همانطور که جوجهٔ نارس اگر بپرد طعمهٔ گربه میشود، سالک مبتدی نیز نباید تحت فشار بیش از حد قرار گیرد.
مولانا در این بیت، روی دیگر سکه را نشان میدهد: لحظهٔ کمال. وقتی جوجه بال و پر درآورد (یعنی سالک به پختگی معنوی رسید)، پرواز برایش امری طبیعی و ذاتی میشود. او «بخود» میپرد؛ یعنی نیروی حرکتش از درون خودش میجوشد، نه از فشاری بیرونی. این پرواز «بیتکلّف» است، یعنی بدون رنج و زحمت و تصنع صورت میگیرد.
مهمتر از همه، این پرواز «بیصفیرِ نیک و بد» است. «صفیر» (سوت) کنایه از فرمانها و انگیزههای بیرونی است؛ چه تشویق و وعدهٔ پاداش («نیک») و چه تهدید و ترس از مجازات («بد»). سالکِ کامل از این دوگانه عبور کرده است. او دیگر برای بهشت یا از ترس دوزخ بندگی نمیکند، بلکه خودِ عمل نیک به طبیعت ثانویهٔ او تبدیل شده و از درونش سرچشمه میگیرد. این همان بلوغی است که مریدان هنوز به آن نرسیدهاند و شیخ در تلاش است آنها را به آن سمت هدایت کند.
- بخوَد
- به خودی خود، خود به خود، به صورت خودکار
- تکلّف
- رنج و سختی، زحمت کشیدن، انجام کاری از روی تصنع و نه طبیعت
- صفیر
- سوت، بانگ. در اینجا کنایه از امر و نهی یا فراخوان بیرونی است.
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.