Masnavi M1:609 — بخش ۲۹ - اعتراض مریدان در خلوت وزیر — ما همه شیران ولی شیر عَلم / حمله‌شان از باد باشد دم‌به‌دم

دفتر ۱  ·  بیت ۶۰۹  ·  M1:609

ما همه شیران ولی شیر عَلم حمله‌شان از باد باشد دم‌به‌دم
❋ ❋ ❋

Meaning — شرح و معنا

Language
۱

Explanation شرح

این بیت در ادامه‌ی بحث در مورد نماد «نی» و توخالی بودن وجودی انسان ذکر می‌شود. دکتر سروش توضیح می‌دهد که مولانا در اینجا به صراحت به فنای ذاتی و وابستگی وجودی انسان به خداوند اذعان می‌کند. ما انسان‌ها مانند شیرانی هستیم که بر روی پرچم‌ها (شیر عَلم) نقش بسته‌اند؛ ظاهری قدرتمند داریم، اما حرکت و «حمله» ما از خودمان نیست، بلکه ناشی از نیرویی ناپیدا یعنی «باد» است که در این پرچم می‌وزد و آن را به حرکت درمی‌آورد. [د۴-ج۱]

این «باد» نماد همان نیروی الهی و وجود مطلقی است که ما را به حرکت وامی‌دارد. مولانا بلافاصله این معنا را با بیت بعدی تقویت می‌کند: «حمله‌شان پیدا و ناپیداست باد / جان فدای آنک ناپیداست باد». این همان اصل «توحید افعالی» در عرفان است که فاعل حقیقی همه‌ی کارها را خداوند می‌داند. [د۴-ج۱]

این تمثیل در کنار تشبیهات دیگری قرار می‌گیرد که مولانا برای بیان این مفهوم به کار می‌برد، مانند: «ما چو ناییم و نوا در ما ز توست» یا «ما چو شطرنجیم اندر برد و مات». در همه‌ی این تصاویر، انسان ابزاری توخالی یا نقشی بی‌اراده است که هستی و فعلش را از یک منبع دیگر دریافت می‌کند. ما در ذات خود «نیست» هستیم که خداوند «لذت هستی» را به ما چشانده است و تمام وجود و اراده‌مان از اوست. [د۴-ج۱]

This verse is cited to elaborate on the symbolism of the reed (نی) and the concept of humanity's existential hollowness. Dr. Soroush explains that Rumi here explicitly acknowledges our essential non-being (fana) and dependence on God. We are like lions, but merely lions depicted on a banner (شیر عَلم). We appear powerful, but our "attack"—our action—is not self-generated. It is caused by an unseen force, the "wind" (باد), which represents the divine power that animates us. [d1-s4]

The scholar immediately reinforces this interpretation by quoting the subsequent verse: "Their attack is visible, but the wind is unseen / May my soul be sacrificed for that which is unseen." This illustrates the principle of tawhid al-af'al (the unity of acts), which attributes all actions to God as the true agent. [d1-s4]

This metaphor is consistent with others Rumi uses to convey the same idea, such as humans being a reed whose melody comes from the blower ("ما چو ناییم و نوا در ما ز توست") or chess pieces moved by a player. In all these images, the human is a hollow instrument or a passive figure whose being and action derive from another source. We are fundamentally "non-beings" (نیست) to whom God has granted the "pleasure of existence" (لذت هستی). [d1-s4]

— Abdolkarim Soroush