لوستل› دفتر ۲› ابلیس معاویه ته بیا ځواب ورکړ› بيت ۲۷۰۱
M2:2701 — باغبان گوید اگر مسعودیی / کاشکی کژ بودیی تر بودیی
M2:2701
مانا · به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI
باغبان به درخت خشک که به راستیِ خود مینازد پاسخ میدهد که ظاهرِ صاف و مستقیم ارزشی ندارد؛ آنچه مهم است، داشتنِ حیات و استعدادِ باطنی برای رشد و میوه دادن است.
در این داستان، ابلیس خود را به باغبانی تشبیه میکند که درختان خوب را پرورش میدهد و درختان خشک و بیثمر را قطع میکند. درخت خشکی به باغبان اعتراض میکند که چرا با وجود آنکه «راست» است و کج نیست، بریده میشود. این بیت، پاسخ کوبندهی باغبان (و در اصل، نگاه تیزبین مولانا) به این اعتراض است.
نکتهی اصلی این است که «راستی» یا درستیِ ظاهری، بهتنهایی فضیلت نیست. درختی که خشک و مرده است، حتی اگر قامتی کاملاً مستقیم داشته باشد، ارزشی برای باغبان ندارد، زیرا قابلیت جذب آب حیات و به بار نشستن را از دست داده است. در مقابل، یک نهالِ تَر و سرسبز، حتی اگر کمی کج و معوج باشد، امیدبخش است، زیرا زنده است و میتوان آن را تربیت کرد و به درختی پرثمر تبدیل نمود.
مولانا با این تمثیل، به مسئلهی «استعداد روحانی» و «قابلیت دریافت فیض» اشاره میکند. انسانی که از نظر باطنی خشک و مرده است (مانند ابلیس که از سرِ استکبار، قابلیت دریافت رحمت را از دست داد)، حتی اگر به ظاهر اعمالی درست و بینقص انجام دهد، راه به جایی نمیبرد. اما انسانی که قلبی زنده و نرم دارد، حتی اگر خطاکار و «کج» باشد، امید نجات و رشد در او هست، زیرا هنوز میتواند «آب حیات» معنوی را جذب کند.
- مسعود
- نیکبخت، خوشاقبال، مبارک
- کاشکی
- ای کاش
- کژ
- کج، خمیده
- بودیی
- میبودی (شکل کهن فعل بودن)
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.