M2:76 — گفتم ار خوبم پذیرم این ازو / ورنه خود خندید بر من زشترو
M2:76
مانا · به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI
این بیت لحظهی خودآزمایی سالک است که با خود میگوید: اگر زیبایی و کمالی در من هست، از جانب معشوق (خدا) است؛ و اگر نیستم، پس زشتی من در برابر زیبایی مطلق او، مایهی تمسخر خواهد بود.
این بیت، گفتگوی درونی سالک با خویشتن است در برابر معشوق ازلی. مولانا پس از توصیف زیبایی و کمال معشوق (که هم «نقش» و هم «نقاش» است)، به درون خود بازمیگردد و به ارزیابی حال خویش میپردازد. این یک دوراهی حیاتی در مسیر سلوک است.
گزینهی اول، پذیرش زیبایی و خوبی است. سالک میگوید اگر در خود کمالی میبینم، آن را از خود نمیدانم، بلکه موهبتی از جانب «او» میدانم و میپذیرم. این حالت، نفی غرور و خودبینی و درک این حقیقت است که هر خیری از مبدأ خیر سرچشمه میگیرد. این پذیرش، خود نوعی شکرگزاری و اتصال است.
گزینهی دوم، رویارویی با زشتی و نقص خود است. اگر سالک در خود جز نقص و زشتی نبیند، آنگاه در برابر زیبایی مطلق معشوق، وضعیتش خندهدار و رقتانگیز خواهد بود. این «خندیدن» معشوق، نه از سر تحقیر، بلکه نشاندهندهی تضاد و ناسازگاری عظیم میان زشتی مدعی و زیبایی معبود است. این بیت، سالک را به خودشناسی و زدودن زشتیها فرامیخواند، زیرا همانطور که در ابیات بعدی میآید، «خوب خوبی را کند جذب» و زیبایی، طالب زیبایی است.
- ار
- اگر
- ازو
- از او
- ورنه
- و اگر نه
- زشترو
- زشتچهره، کنایه از کسی که باطن و صفات ناپسندی دارد
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.