M2:88 — چون فراق آن دو نور بیثبات / تاسه آوردت گشادی چشمهات
M2:88
مانا · به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI
این بیت به یک مثال ملموس اشاره میکند: همانطور که جدایی نور چشم از نور بیرون (وقتی چشمانت بسته است) در تو اشتیاق و دلتنگی ایجاد میکند و مجبورت میکند چشم باز کنی...
این بیت، تشبیه اصلی مولانا برای توضیح یک مفهوم معنوی را تکمیل میکند. او پیش از این توضیح داده که هر چیزی در جهان، همجنس خود را جذب میکند: نور، نور را و آتش، آتش را. سپس این قانون را به چشم انسان تعمیم میدهد. از نظر او، وقتی چشمان فیزیکی خود را میبندیم، احساس دلتنگی و بیقراری میکنیم (که مولانا آن را «تاسه» مینامد). این دلتنگی، در واقع کشش و اشتیاقِ «نورِ درونِ چشم» ما برای پیوستن به «نورِ جهانِ بیرون» است.
در این بیت، مولانا این مثال را جمعبندی میکند: «فراق» یا جدایی میان این «دو نور بیثبات» (نور چشم و نور روز که هر دو مادی و گذرا هستند)، عامل آن دلتنگی شد و تو برای رفع آن، چشمانت را باز کردی. این مقدمهای است برای بیت بعدی که نتیجهگیری اصلی را در بر دارد: اگر جدایی از نورهای ناپایدار چنین اشتیاقی میآفریند، پس جدایی روح از نور پایدار الهی، چه اشتیاق عمیقتر و ارزشمندتری در «چشم دل» ایجاد میکند.
- فراق
- جدایی، دوری
- بیثبات
- ناپایدار، گذرا، فانی
- تاسه
- اشتیاق شدید، دلتنگی، غصه و اندوه از دوری
- آوردت
- برای تو آورد، در تو ایجاد کرد
- گشادی
- باز کردی، گشودی
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.