M2:92 — کی ببینم روی خود را ای عجب؟ / تا چه رنگم همچو روزم یا چو شب؟
M2:92
مانا · به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI
انسان سالک از خود میپرسد: «شگفتا، من کی حقیقت باطنی خود را خواهم شناخت تا دریابم که آیا سرشتم نورانی و الهی است یا تاریک و نفسانی؟»
این بیت، زبان حال سالکی است که در مسیر شناخت خود و درک نسبت خود با حقیقت الهی، دچار سرگشتگی است. مولانا این پرسش را در ادامهٔ تمثیل «چشم دل» مطرح میکند. همانطور که چشم سر برای دیدن به نور بیرون نیاز دارد، چشم دل نیز مشتاق «نور بیقیاس» الهی است. اما سالک با خود میاندیشد که آیا اساساً شایستگی این جذب و کشش الهی را دارد یا نه.
این پرسش، «من چه رنگیام؟»، یک پرسش بنیادین در عرفان است. «روز» نماد سرشت نورانی، پاکی، و نزدیکی به مبدأ الهی است، در حالی که «شب» نماد تاریکی نفس، غفلت، و دوری از آن حقیقت است. سالک میخواهد بداند که آیا وجودش بازتابی از نور الهی است یا در تاریکی خودبینی و صفات ناپسند گرفتار است. این بیت، عطش سوزان برای خودشناسی را بیان میکند که مقدمهٔ ضروری برای یافتن «آینهٔ جان» است. مولانا در ابیات بعدی توضیح میدهد که این آینه، چیزی جز «روی یار» یا همان انسان کامل نیست که سالک میتواند تصویر واقعی خود را در او ببیند.
- ای عجب
- شگفتا، چه عجیب است
- چه رنگم
- چه حالتی دارم، سرشت و ذاتم چگونه است
- چو
- مانندِ، مثلِ
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.