M2:94 — گفتم آخر آینه از بهر چیست / تا بداند هر کسی کو چیست و کیست
M2:94
مانا · به زبانِ تو — ستاسو ژبه · AI
مولانا در جستجوی خودشناسی، به این نتیجه میرسد که همانطور که برای دیدن ظاهر به آینه نیاز است، برای شناختن باطن و حقیقتِ خود نیز به یک «آینه» نیاز دارد.
این بیت در میانهٔ یک جستجوی درونی برای خودشناسی قرار دارد. مولانا پس از آنکه میگوید در هیچکس نتوانسته «نقش جان» خود را ببیند، به یک ایدهٔ کلیدی میرسد: همانطور که در جهان مادی برای دیدن چهرهٔ بیرونی از آینه استفاده میکنیم، برای دیدن چهرهٔ باطنی و معنوی نیز باید آینهای وجود داشته باشد. این پرسش، یک پرسش retorical (استفهام انکاری) است؛ یعنی پاسخ آن روشن است. آینه برای خودشناسی است.
این بیت نقطهٔ عطفی در این بخش از مثنوی است. مولانا از اینجا به بعد، مفهوم «آینه» را بسط میدهد. او ابتدا میان آینهٔ ظاهری (آینهٔ آهنی برای دیدن پوست) و آینهٔ باطنی تمایز قائل میشود و سپس آشکار میکند که «آینهٔ جان» حقیقی، چهرهٔ «یار» یا همان انسان کامل و مرشد است. بنابراین، این بیت ساده، راه را برای معرفی مهمترین اصل عرفانی یعنی لزوم وجود یک راهنما برای رسیدن به خودشناسی، هموار میکند. سالک با نگریستن در وجود شفاف و صیقلی مرشد، میتواند حقیقت وجود خود را ببیند.
- بهر
- برایِ، به خاطرِ
- کو
- مخفف «که او»
Discussion — Ask about this beyt — answered from the Masnavi, every verse cited
Your conversation stays on this device unless you share it.
What readers asked0
No questions shared yet — yours could be the first.