Masnavi M4:3737 — بخش ۱۳۸ - موری بر کاغذ می‌رفت نبشتن قلم دید قلم را ستودن گرفت موری دیگر کی چشم تیزتر بود گفت ستایش انگشتان را کن کی آن هنر ازیشان می‌بینم موری دگر کی از هر دو چشم روشن‌تر بود گفت من بازو را ستایم کی انگشتان فرع بازواند الی آخره — گر نبودی عکس جهل برف‌باف / سوختی از نار شوق آن کوه قاف

دفتر ۴  ·  بیت ۳۷۳۷  ·  M4:3737

گر نبودی عکس جهل برف‌باف سوختی از نار شوق آن کوه قاف
❋ ❋ ❋

No commentary yet

This beyt has no recorded commentary from any source on this server yet. The corpus is the canonical text; commentary is added incrementally as primary sources are processed. If you would like commentary added for this beyt, see the sources page.