Masnavi M4:3739 — بخش ۱۳۸ - موری بر کاغذ می‌رفت نبشتن قلم دید قلم را ستودن گرفت موری دیگر کی چشم تیزتر بود گفت ستایش انگشتان را کن کی آن هنر ازیشان می‌بینم موری دگر کی از هر دو چشم روشن‌تر بود گفت من بازو را ستایم کی انگشتان فرع بازواند الی آخره — با چنین قهری که زفت و فایق است / برد لطفش بین که بر وی سابق است

دفتر ۴  ·  بیت ۳۷۳۹  ·  M4:3739

با چنین قهری که زفت و فایق است برد لطفش بین که بر وی سابق است
❋ ❋ ❋

No commentary yet

This beyt has no recorded commentary from any source on this server yet. The corpus is the canonical text; commentary is added incrementally as primary sources are processed. If you would like commentary added for this beyt, see the sources page.