Masnavi M5:3168 — بخش ۱۳۶ - حکایت آن درویش کی در هری غلامان آراستهٔ عمید خراسان را دید و بر اسبان تازی و قباهای زربفت و کلاهای مغرق و غیر آن پرسید کی اینها کدام امیرانند و چه شاهانند گفت او را کی اینها امیران نیستند اینها غلامان عمید خراسانند روی به آسمان کرد کی ای خدا غلام پروردن از عمید بیاموز آنجا مستوفی را عمید گویند — تا یکی روزی که شاه آن خواجه را / متهم کرد و ببستش دست و پا

دفتر ۵  ·  بیت ۳۱۶۸  ·  M5:3168

تا یکی روزی که شاه آن خواجه را متهم کرد و ببستش دست و پا
❋ ❋ ❋

No commentary yet

This beyt has no recorded commentary from any source on this server yet. The corpus is the canonical text; commentary is added incrementally as primary sources are processed. If you would like commentary added for this beyt, see the sources page.