Masnavi M5:3188 — بخش ۱۳۶ - حکایت آن درویش کی در هری غلامان آراستهٔ عمید خراسان را دید و بر اسبان تازی و قباهای زربفت و کلاهای مغرق و غیر آن پرسید کی اینها کدام امیرانند و چه شاهانند گفت او را کی اینها امیران نیستند اینها غلامان عمید خراسانند روی به آسمان کرد کی ای خدا غلام پروردن از عمید بیاموز آنجا مستوفی را عمید گویند — خویش را تعلیم کن عشق و نظر / که آن بود چون نقش فی جرم الحجر

دفتر ۵  ·  بیت ۳۱۸۸  ·  M5:3188

خویش را تعلیم کن عشق و نظر که آن بود چون نقش فی جرم الحجر
❋ ❋ ❋

No commentary yet

This beyt has no recorded commentary from any source on this server yet. The corpus is the canonical text; commentary is added incrementally as primary sources are processed. If you would like commentary added for this beyt, see the sources page.