Masnavi M5:3453 — بخش ۱۴۵ - حکایت آن امیر کی غلام را گفت کی می بیار غلام رفت و سبوی می آورد در راه زاهدی بود امر معروف کرد زد سنگی و سبو را بشکست امیر بشنید و قصد گوشمال زاهد کرد و این قصد در عهد دین عیسی بود علیه‌السلام کی هنوز می حرام نشده بود ولیکن زاهد تقزیزی می‌کرد و از تنعم منع می‌کرد — وقت هشیاری چو آب و روغنند / وقت مستی هم‌چو جان اندر تنند

دفتر ۵  ·  بیت ۳۴۵۳  ·  M5:3453

وقت هشیاری چو آب و روغنند وقت مستی هم‌چو جان اندر تنند
❋ ❋ ❋

No commentary yet

This beyt has no recorded commentary from any source on this server yet. The corpus is the canonical text; commentary is added incrementally as primary sources are processed. If you would like commentary added for this beyt, see the sources page.