Masnavi M5:3789 — بخش ۱۶۲ - حکایت عیاضی رحمه‌الله کی هفتاد غزو کرده بود سینه برهنه بر امید شهید شدن چون از آن نومید شد از جهاد اصغر رو به جهاد اکبر آورد و خلوت گزید ناگهان طبل غازیان شنید نفس از اندرون زنجیر می‌درانید سوی غزا و متهم داشتن او نفس خود را درین رغبت — هیچ کس را نیست از حالم خبر / که مرا تو می‌کشی بی‌خواب و خور

دفتر ۵  ·  بیت ۳۷۸۹  ·  M5:3789

هیچ کس را نیست از حالم خبر که مرا تو می‌کشی بی‌خواب و خور
❋ ❋ ❋

No commentary yet

This beyt has no recorded commentary from any source on this server yet. The corpus is the canonical text; commentary is added incrementally as primary sources are processed. If you would like commentary added for this beyt, see the sources page.